چه کسی مقصر فاجعه الکلی است؟
- محمد احمدزاده
در حالی که شهر مملو از تبلیغات محیطی گسترده و ابراز خوشحالی مسئولین اجرایی از جهانی شدن گلیم شیرکی‌پیچ است اما به نا‌گاه هفته‌ی گذشته در یک شبانه‌روز و تا لحظه‌ی درج این یادداشت، تعداد 121 نفر به دلیل مصرف مشروبات الکلی مسموم روانه بیمارستان شده‌اند که 5 نفرشان فوت کرده و حال 2 نفر هم وخیم است.
این‌که دنبال مقصر حادثه باشیم شاید دردی را دوا نکند اما پیشگیری کاری کاملا عقلانی و منطقی است. آیا بستن بی‌سر و صدای این پرونده، دستگیری و محاکمه چند نفر بهترین راه است؟و آیا این پایان غائله و مانع بروز فجایع مشابه بعدی خواهد بود؟
معمولا پس از هر اتفاق امنیتی در سطح انگشت اتهام به سمت نیروی انتظامی نشانه رفته و دیواری کوتاه‌تر از آن یافت نمی‌شود؛ «اگر گشت ناجا در محله حضور داشت، تعداد قربانیان الکلی کم‌تر می‌شد»! یا «اگر مامور راهنمایی و رانندگی اتومبیل‌های خاطی آن شب را متوقف می‌کرد،...» همه این نوع برخوردها به نوعی انداختن توپ در زمین دیگران است. برای اتفاقی مانند فاجعه الکلی اخیر، همه مسئولین خصوصا فرهنگ‌سازان و متولیان امر فرهنگ شهر باید پاسخگوی قصور خویش باشند. همگی در این قصور و «فرهنگ‌سازی نا‌صحیح» شریک هستیم و باید به فکر اصلاح و جبران و پیشگیری باشیم.
«الکل فرهنگی» یا همان خوراک تخمیر شده فرهنگی و محصول مسموم شده که به خورد اذهان و باورهای جامعه ما داده شده و ذائقه‌ها را تغییر می‌دهد از دلایل اصلی بروز چنین فجایعی است. اگر این یادداشت، یک ماه پیش نگاشته می‌شد، مطمئنا نگارنده به «توهم توطئه» متهم می‌شد اما امروز و با قربانی شدن 5 جوان، بهتر می‌توان این ادعا را باور کرد. نگاه «غیر درمانگرانه» به مسایل اجتماعی دردی دیگر در مناسبات شهر ماست. به‌طور مثال در چند سال گذشته در حالی اجرای گروه‌های ارکستر در مجالس عروسی و تالارها ممنوع شد که جایگزین مناسبی برای آن پیش‌بینی نشده بود و نتیجه آن جلسات غیرمجاز و پنهانی آخر شب در باغ‌های حومه شهر است که در برخی با شرب خمر تا سحرگاه همراه است. گرچه نگارنده به اجرای ارکستر مجالس و «عروسی‌خوانی» به دلیل پایین آوردن شأن آواز و موسیقی فاخر، نگاه مثبتی ندارد اما اگر مسئولین به فکر فرهنگ‌سازی دراز‌مدت بودند امروز شاهد چنین اتفاقاتی در باغ‌های خلوت اطراف شهر نبودیم.
شهری که مسئولین‌اش بر ثبت جهانی گلیم تاکید دارند، شهری که فروردین 95 با به عنوان «شهر صلح» معرفی می‌شود اما هیچ کس در قبال وقوع جرایمی از قبیل بچه‌دزدی، چاقو‌کشی‌ها و پرخاشگری‌های متعدد آمار بالای طلاق و فرو‌پاشی خانواده‌ها موضع رسمی و درمان‌گرانه ارایه نداده نشان از ظهور و بروز فرهنگ «الکل‌زده»، «زمین‌گیر»، «به حال خود رها‌شده» و «در حال تلو‌تلو خوردن» است. قربانی شدن 5 جوان می‌شود در شهری که تلوتلو می‌خورد، نباید غیرطبیعی به نظر برسد.
ما، شهر ما و مسئولان و فرهنگ‌سازان گرفتار در چنبره ساده‌انگاری، سطحی‌نگری و ظاهر‌سازی هستیم.
فرهنگ و فرهنگ‌سازی در نوع سیرجانی خویش دچار خود‌بزرگ‌بینی و توهم شده است و نیاز به درمان و احیای فوری دارد. «فرهنگ‌ الکل‌زده» و «خارج از کنترل» همراه با «قرارگاه‌های مختل‌کننده فرهنگ‌«‌دلیلی بر نیاز اورژانسی نه فقط از طرف مسئولین بلکه آحاد جامعه و خانواده‌ها دارد. دو، سه ماه مانده تا ماه محرم و شهر ما به دار‌الحسین(ع) مزین شده است. فاجعه الکلی و اتفاقاتی چندماهه‌ی گذشته در شأن این نام‌ نیست. با قبول واقعیات و پذیرش قصورها به جبران مافات بپردازیم. قرار نیست شهر ما با «غائله فرار اعدامی‌ها» یا «فاجعه الکلی» در رسانه‌ها مطرح شود و استعداد جوانان شهر به چشم نیایند.