یکشنبه, 26 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 493: 20 آذر 1396

گفت‌و‌گوی پاسارگاد با ابوالقاسم محمودآبادی مدیرمسئول هفته‌نامه سخن‌تازه
رسانه‌های  مطالبه‌گر
تحمل نمی‌شوند
 من در انتخابات شوراها خیلی دلسرد شدم. ما نشریات با برد و تیراژی که داریم در تاثیرگذاری ضعف داریم
 اگر یک قاضی قرار است بدون گوش کردن به حرف کسی به ضرر من رای دهد خیلی درست‌تر و بهتر است تا با سفارش مقامی به من ارفاق کند
 کسی که منصبی را اشغال می‌کند به میزانی که از مزایای قدرت و مدیریت بهره‌مند می‌شود به همان میزان باید پاسخگو باشد
 گروه‌شهر
عاشق روزنامه‌نگاری است و علیرغم اتفاقات تلخی که در 12 سال گذشته برایش افتاده، می‌گوید اگر دوباره به عقب برگردم روزنامه‌نگاری را رها نمی‌کنم. چون با روزنامه‌نگاری احساس زنده بودن می‌کند. می‌گوید اگرچه در روزنامه‌نگاری محافظه‌کارانه آسایش و پول بیشتری است اما ترجیح داده روزنامه‌نگاری مطالبه‌گرانه را با وجود نهیب و شماتت انتخاب کند. «ابوالقاسم محمودآبادی» سال‌ها برای روزنامه‌نگاری زحمت کشیده است. او به مناسبت روز خبرنگار میهمان پاسارگاد بود تا از فراز و نشیب‌های روزنامه‌نگاری بگوید. 4 ماه از توقیف نشریه سخن‌تازه می‌گذرد اما او به عدالت دستگاه قضایی امیدوار است: « اگر یک قاضی قرار است بدون گوش کردن به حرف کسی به ضرر من رای دهد خیلی درست‌تر و بهتر است تا با سفارش مقامی به من ارفاق کند». مصاحبه با محمودآبادی عصر شنبه توسط ابوذرخواجویی و زهرا خواجویی انجام شده است:
  بزرگ‌ترین مانع برای شما به عنوان روزنامه‌نگار در مسیر اطلاع‌رسانی و آزادی بیان چیست؟
عدم امنیت شغلی، تفاسیر دل‌بخواهی از خود، اینکه نص صحیح قانون می‌گوید؛ نشریات در بیان مطالب آزادند مگر اینکه مخل به موازین اسلامی باشد. همه بچه‌هایی که در این چهارچوب کار می‌کنند به مبانی اسلام معتقدند، منتهی تفسیر متفاوت است. سطح آستانه تحمل مسئولان هرچه از شهرهای بزرگ به پایین می‌آییم کم‌تر می‌شود. گاهی معادل‌انگاری یک مسئول میانی در یک شهرستان با نظام کار را دشوار می‌کند، اینکه اگر از عملکرد آن آقا انتقادی شد تفسیر به نظام می‌شود و اولین کاری که می‌کنند به شکایت می‌انجامد. تجربه‌ای که من از قوه قضاییه داشتم در نهایت رای‌هایی که صادر شده رای‌های خوبی بوده و تبرئه شدیم. منتها این دلهره همیشگی که با کوچک‌ترین رنجش هر صاحب منصبی منتظر یک اخطاریه باشیم همیشه با ما هست. ولو اینکه در رسیدگی‌ها تبرئه شویم، اما همین رفت و آمدها، استرس به همراه دارد. در مواردی هم با توقیف نشریه همراه است. ما نمی‌توانیم با خاطری ‌جمع از برداشت‌مان از قانون مطمئن باشیم که مطلبی با سعه‌صدر و پذیرندگی برخورد می‌شود. کسی که آمده خودش را در معرض آسیب و شماتت قرار داده و مضیقه‌هایی به جان می‌خرد، قصد اصلاح دارد. همیشه اولین پیش‌فرض تشویش اذهان عمومی است و این می‌شود که از نشریات شکایت زیادی وجود دارد. اینها به پایین بودن آستانه تحمل کسانی که در یک مسئولیت اجرایی قرار گرفته‌اند، برمی‌گردد. لازمه‌ی قدرت، پاسخگو بودن است. کسی که منصبی را اشغال می‌کند به میزانی که از مزایای قدرت و مدیریت بهره‌مند می‌شود به همان میزان باید پاسخگو باشد. ما روزنامه‌نگاران هیچ فراغ بال نداریم.
 اگر کسی در مجموعه‌ای اشتباه کرد آیا باید کل مجموعه به خاطر اشتباه آن یک نفر توبیخ شود، این چقدر برای شما دغدغه است؟
این دغدغه‌ی قریب به اتفاق مدیران نشریات است. آقای لاریجانی رییس مجلس دو ماه پیش گفتند اگر نشریه‌ای به هر دلیلی اشتباه می‌کند و اشتباهش هم نهایتا احراز شود و مستوجب یک عقوبت باشد اما شامل شدن این مجازات به ماشین‌نویس، طراح، عکاس و مجموعه کسانی که دخالتی نداشتند، درست نیست. توقیف کردن نشریات و بستن مکانی که اصلش فرهنگی و اطلاع‌رسانی است و جنبه‌ی اقتصادی هم دارد و تعدادی دارند از این راه حقوق می‌گیرند، و براساس آن زندگی‌شان را تنظیم کرده‌اند، درست نیست. ما بدون هیچ کمک و چشم‌داشتی خودمان را اداره می‌کنیم. قانون البته می‌گوید مدیرمسئول و نویسنده باید پاسخگو باشند و مجازات برای‌شان پیش‌بینی شده است اما بیکار شدن سایر افرادی که مستقیم و غیر مستقیم ارتزاق می‌کنند صحیح نیست و لطمه به اقتصاد مملکت است.
 شما سابقه چندین بار توقیف نشریه سخن تازه را داشتید چقدر در این موارد نهادهای حمایتی، ارشاد و خانه مطبوعات استان به شما کمک کردند؟
هیچ وقت کمک نکردند. ما خودمان رفتیم لایحه تنظیم کردیم و دفاع کردیم. در دو مورد قبل که پرونده‌های‌مان مختومه شد، قضات بسیار شریفی در شعبه رسیدگی‌کننده بودند که با عدالت رسیدگی کردند، بدون اغماض و پیش‌داوری دفاعیات ما را شندیدند و تشخیص آن‌ها برائت بود.
 اداره ارشاد چه؟ آن‌ها یک نهاد دولتی هستند و باید ساز و کاری داشته باشند؟
به هرحال همان بحث استقلال قواست. قوه قضاییه از کسی خارج از این مجموعه حرف نمی‌شنود و البته خوب هم هست که حرف نشنود. اگر قوه قضاییه بدون توجه به اداره کل ارشاد و یا هر کانون بیرونی دیگری تصمیم بگیرد خوب است.
 یکی از اقدامات خانه مطبوعات همین کمک‌کردن‌هاست؟
زمانی که آقای لطیف‌کار رییس خانه مطبوعات بود یک جاهایی به صورت شخصی کمک کردند یا مسئول فعلی که مرتب با ایشان در تماس هستیم به شکل کدخدایی کمک می‌کنند، اما به صورت سازوکار نه.
 در قضیه توقیف بچه‌های اصلاح‌طلب‌ به شما کمکی کردند؟
دوستان اصلاح‌طلب من با طرز فکرهای متنوع برای من زحمت کشیدند و کارهایی کردند. منتهی من به هیچ‌کس مراجعه نکردم و خواهش نکردم که کاری کنند و هنوز به استقلال قوا معتقدم و معتقدم اگر یک قاضی قرار است بدون گوش کردن به حرف کسی به ضرر من رای دهد خیلی درست‌تر و بهتر است تا با سفارش مقامی به من ارفاق شود. این را یک فاجعه می‌دانم که تلفن یک مقامی باعث شود پرونده من مختومه شود. من ترجیح می‌دهم دفاعیاتم و لایحه‌ای که وکیل من می‌دهد مورد توجه قرار بگیرد. در پرونده‌هایی که تا حال تبرئه شدم، گاهی هم طرف‌های من قدرتمند‌تر بودند اما قاضی با بی‌طرفی تمام رای داده و من خوشحالم.
 شما از باسابقه‌های نشریات سیرجان هستید فکر می‌کنید دغدغه اصلی کار در شهرهای کوچک و نشریات محلی چه چیزی است؟
قطعا حرف اول را اقتصاد می‌زند. در اینجا کادر تربیت‌شده خیلی کم داریم. وقتی شما در زمینه یک آسیب اجتماعی می‌خواهید کار کنید یک مرجع برای کارشناسی می‌خواهید. هم کارشناسان در دسترس ما خیلی محدودند و هم اکثر بچه‌های روزنامه‌نگار ما تجربی هستند و با سعی و خطا بالا آمده و ضعف نیروی تربیت شده و کارآزموده در نشریات داریم.
 با این که گفته می‌شود سیرجان شهر رسانه‌ای است چقدر موافقید؟
من در انتخابات شوراها خیلی دلسرد شدم. ما نشریات با برد و تیراژی که داریم در تاثیرگذاری ضعف داریم. دو، سه معضل خاص در سیرجان داریم مثل: مشروبات، طلاق‌های زود‌رس و انتخابات. هرکدام از نشریات با لحن و لهجه‌ی خودشان در این موارد نوشتند اما خروجی‌اش را ندیدیم، خصوصا دسته‌گرایی‌های وحشتناک در انتخابات شوراها،  خرید و فروش رای از مواردی بود که بارها خود ما نوشتیم. تاثیرمان قدری من را نگران می‌کند. شاید در اینکه ما می‌گوییم سیرجان شهر رسانه است باید یک قدری بازنگری شود.البته نه اینکه بی‌تاثیر باشیم اما از توقع من تا حدودی پایین‌تر بود که سرخورده شدم.
 هیچ‌وقت شده در زمان انتخابات از سوی اصلاح‌طلبان سیرجان شما را مجبور به چاپ مطلبی کنند و بخواهند از قالب مطبوعاتی‌تان بیرون بیایید
هرگز! این سئوالی است که بارها همکاران مطبوعاتی و سیاسی از من پرسیدند. من اصلاح‌طلبی را به عنوان یک نوع تفکر و ایده در چارچوب گفتمانی به اسم اصلاح‌طلبی بیان می‌کنم. یک گروه یا یک حزب اصلاح‌طلب یا جناح سیاسی که خودش را منتسب به این گفتمان می‌داند و کار گروهی  و سیاسی می‌کند فرق می‌کند. من تا به حال از طرف هیچ‌کدام از گروه‌ها مورد فشار قرار نگرفتم. ضمن این‌که به کار حزبی به شدت مقید هستم ولی حمایتم از گفتمان اصلاح‌طلبی به عنوان یک آرمان عقیدتی و یک نوع تلقی از حقوق شهروندی و آزادی‌ها و...بوده است. من صدای مردمم.
 دغدغه‌های شما در مورد توقیف سخن تازه چیست؟
ماجرای اخیر مشابه‌اش در نشریه معروف پایتخت به شکل آشکارتری پیش آمده بود که فقط یک تذکر دادند و هیچ اتفاقی برای آن نشریه نیفتاد. در جاهایی دیگری هم موارد مشابهی پیش آمده است. شاید سختگیری که روی سخن تازه شد به خاطر پیشینه ماست. ما روزنامه‌نگاری مطالبه‌گر را پی می‌گیریم. روزنامه‌نگاری مطالبه‌گر طبعا در جاهایی ناخرسندی ایجاد می‌کند و نهادی که می‌توانسته برخورد متعادل‌تری با این موضوع داشته باشد، شدید‌الحن‌تر برخورد می‌کند.
 با قدرت گرفتن فضای مجازی آینده نشریات سیرجان را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ اینکه باید به چه سمت و سویی بروند؟
حتی در زمانی که این فضای مجازی نبود تاکید یک هفته‌نامه روی خبر بود در حالی که خبر مال روزنامه است. هفته‌نامه باید تحلیل کند، گزارش و تحلیل بنویسد، ریشه‌یابی، فرهنگ‌سازی کند. نشریات سیرجان خیلی خبر‌محورند و فکر می‌کنند روزنامه‌اند و این نمی‌تواند ادامه پیدا کند. اخبار لحظه‌ای است و بُرد بسیار فراگیری دارد. وقتی خبری در یک گروه مجازی چندین هزار نفره منتشر می‌شود، وقتی دوباره آن را روی کاغذ می‌بینند بیهوده است. ما باید از خبر‌محور بودن خارج شویم و به سمت تحلیل و ریشه‌یابی مسایل برویم. فضای‌مجازی به اقتضای سرعت و لحظه‌ای بودنش عمق ندارد، به ژرفای مسایل نمی‌رود، خبرهای بی‌اساس و بی‌استناد گذاشته می‌شود. اشتباهات بسیار، مطالب بی‌اساس، هجویات و حشویات، کپی‌ پیست‌های بیهوده از منابع بسیار نامعتبر و... بنابراین فضای مجازی اعتبار ندارد اما نشریات کاغذی امضا دارند و وقتی  چیزی می‌نویسند مردم می‌توانند مطمئن باشند که بررسی‌هایش را کرده و قانون بالای سرش است.
 فضای مجازی می‌تواند یک هم فرصت باشد....
فرصت بودنش بیش‌تر است چون دلهره‌ها و قید وبندهایی که ما داریم آن‌ها ندارند و جای تنفس بیش‌تر است.
 بعضی‌ها معتقدند تندروی‌های سخن تازه گاهی اوقات کار دستش داده با یادداشت‌هایی که می‌نویسد و تیترها و مصاحبه‌هایی که می‌کند
اگر فضای سیاسی سیرجان و چیدمان کانون‌های قدرت و اتفاقاتی که در تصمیم‌گیری‌ها و تاثیر‌گذاری‌ها و قدرتمندان سیرجان را ارزیابی کنید خیلی جاها من ملاحظه کردم و سانسور کردم و با آه و افسوس قسمتی از مطالب بچه‌ها را حذف کردم. مسایلی که در شهر ما می‌گذرد بیان بی‌لکنت و بی‌پروای واقعیت، رسالت من بود. دموکراسی یعنی گردش آزاد اطلاعات.
 اشتباه‌ هم کرده‌اید؟
هیچ انسانی عاری از خطا نیست نمی‌توانم ادعا کنم همیشه درست رفته‌ایم. اما هر آنچه تشخیص دادم و تصمیم گرفتم عین حقیقت بوده، شاید در تشخیص مصادیق اشتباهاتی بوده اما قطعا در انگیزه‌هایم به جرات می‌گویم انگیزه‌ی فاسد نداشتم.
 فکر نمی‌کنید انتقادهای پی‌در‌پی باعث ناراحتی برخی مسئولان از سخن‌تازه شده باشد و همین عامل پشت پرده قضیه توقیف‌تان باشد؟
این بار حقوقی دارد و نمی‌توانم کسی را متهم کنم. تحلیل و گزارش و دست گذاشتن روی کاستی‌های مدیریتی و اشتباهات یک مسئول وظیفه یک نشریه است. به هر حال ذات بشر این است که اگر از او انتقاد شود خوشحال نمی‌شود
 در حال حاضر وضعیت آزادی بیان را چگونه می‌بینید
قانون مطبوعات قدری سختگیرانه است اما به آن الزام دارم اما تفسیرهای متفاوت و گاه سخت‌گیرانه امنیت شغلی را به خصوص در شهرستان‌ها متزلزل می‌کند. ماده 5 قانون مطبوعات می‌گوید هر مسئولی که مانع از اطلاع‌رسانی شود، به او انفصال از خدمت دولتی می‌دهند. ما به قانون التزام داریم اما قسمت مربوط به حقوق مطبوعات خیلی به راحتی از آن عبور می‌شود و تاکید نمی‌شود.
 بعد از فراز و نشیب‌هایی که طی این سال‌ها داشتید از این کار خسته نشدید؟ شاید گاهی روزنامه‌نگاری محافظه‌کارانه بهتر از روزنامه‌نگاری مطالبه‌گرانه باشد؟
من با شرایط آشنا بودم و سرنوشت روزنامه‌های قبل را دیده بودم و پذیرفتم و می‌دانستم تبعاتی دارد. روزنامه‌نگاری محافظه‌کارانه منافع و امتیازاتی دارد و مطالبه‌گری نهیب و شماتت و پیگرد دارد اما مردم این نوع روزنامه‌نگاری را بیشتر دوست دارند. فراز و نشیب و بالا و پایین در روزنامه‌نگاری هست. صرف نظر از بعضی ناملایمات کار شیرین و دلچسبی است. من الان کارمند دولتم و کارم یکنواخت است اما آنچه به من احساس زنده بودن به من می‌دهد روزنامه‌نگاری است.