یکشنبه, 26 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 493: 20 آذر 1396

گفت‌وگوی پاسارگاد با امیرحسین طاهری و صابر سلطان‌احمدی
پایگاهی برای تئاتر می‌خواهیم
- تالار فردوسی با این وضعیت ساختاری جوابگوی اجرا از لحاظ کمی نیست. تا آخر سال 96 تالار فردوسی رزرو است و 6 گروه در نوبت اجرا هستند. 15 کار تقاضای تمرین جدید دادند با یک حساب سر‌انگشتی یعنی جدول 97 هم بسته شده است
- چه بهتر که تئاتر شهر تالار فردوسی باشد. البته خیلی خوب است که این شهر تئاتر شهر داشته باشد ولی نباید نتیجه‌اش انحصاری باشد که مسئولین بگویند ما دیگر تئاتر شهر برای‌تان ساختیم بروید و تئاتراجرا کنید. در این شهر 20 هزار دانشجو است. اما  ما هرگز تئاتری را در دانشگاه اجرا نکردیم
- کسانی که می‌خواهند وارد بازسازی شوند باید به این نکته توجه داشته باشند که سالن تئاتر شهر باید برای اهالی تئاتر باشد
- پاسارگاد
اگر در گردش‌های روزانه‌تان گذارتان به سه راهی کرمان و بلوار سردار جنگل افتاده باشد، احتمالا با شلوغی و بروبیایی در تالار فردوسی روبرو شده‌اید. تالار فردوسی به مرور برای بخشی از اهالی سیرجان به مکانی شناخته شده برای دیدن تئاتر تبدیل شده و برای خود تئاتری‌ها خانه‌ی دوم‌شان به شمار می‌رود. دو نفر از اهالی این خانه در ماه گذشته به کسب جوایزی در دو جشن خانه‌ی هنر و جشنواره‌ی تئاتر استان نایل شدند و فرصتی به دست آمد تا در باره‌ی چندوچون تئاتر در سیرجان با آنها به گفت‌وگو بنشینیم. امیرحسین طاهری و صابر سلطان احمدی در این گفت‌وگو از چالش‌های آینده تئاتر در سیرجان سخن گفتند.
- اگر از بیرون و از دور به تئاتر سیرجان نگاه کنیم یک شوق و شعفی اتفاق افتاده که از جوایز اخیر جشنواره‌ها ناشی شده است اما از نزدیک‌تر که به آن نگاه می‌کنیم بر «بلندای تئاتر ایستادن» با شک و تردیدهایی همراه است. شما جایگاه فعلی تئاتر سیرجان را چگونه می‌بینید؟
طاهری: من فکر می‌کنم ما هنوز تئاتر را تعریف نکردیم تا بگوییم چه معیارهایی برای سنجش وجود دارد و بر اساس آن سیرجان کجای استان و کشور ایستاده است. یک وقت معیار جشنواره‌هاست که معیار دقیقی نیست. سلیقه‌ی داوران و آثار شرکت‌کننده‌ی آن دوره‌ی خاص در آن دخیل است. معمولا پیکره‌ی تئاتر شهرستان به جشنواره راه پیدا نمی‌کند و ما قله‌های تئاتر را به جشنواره‌ها می‌فرستیم. جشنواره به این دلیل معیار محکمی نیست. اگر به اصالت تئاتر برگردیم به ارتباطش با مردم جامعه‌ی پیرامون خودش و به نقش‌آفرینی‌اش در جامعه و نگاه هستی‌شناسانه‌ای که قرار است به مخاطب خودش تزریق کند، نه تنها در سیرجان و استان که در ایران چندان تئاتر را به این مفهوم نداشته‌ایم. معیار ما از تاثیر‌گذاری و تعامل تئاتر با مخاطب نیست.
سلطان‌احمدی: چیزی که شخص مرا اذیت می‌کرد در تئاتر شهرستان ما فقط ویترین خوب تئاتری داشتیم. ما یک هدف داریم که تئاتر دنبالش می‌رود. کلیت تئاتر هدفش انسانیت، آموزش، فرهنگ‌سازی، امنیت و... است. مسایل زیادی هست از لحاظ فنی و کیفیت تئاتر و اخلاق تئاتری و هنری جای بحث دارد.
- سیرجان یک جامعه‌ی تئاتری دارد و میزانی از مخاطب تربیت شده، نظام اسپانسری داریم و اندکی تشکیلات و زیر‌بنا و به نظرم این سرمایه را نمی‌شود نادیده گرفت
سلطان احمدی: سرمایه هست ولی ما چقدر قدرت داریم از این سرمایه استفاده کنیم تماشاچی ما دارد خوب می‌شود واقعا دارد با تئاتر آشتی می‌کند اما سیر تئاتری ما با چه کیفیتی بالا می‌رود؟ کسی که کارگردانی می‌کند چقدر پیشینه‌ی تجربه، مطالعه دارد؟
- آیا همه‌‌ی این کارها باید برای مخاطب اجرا شود؟ آیا یک نهاد بالا‌دستی نباید کنترل کند چه آثاری به مخاطب ارایه ‌شود؟
سلطان‌احمدی: در شهرهای بزرگ چند سالن تئاتر وجود دارد و گروه‌ها خودشان می‌دانند کار در چه جایی باید اجرا شود. مشکل ما فضای اجرایی‌مان است. همه‌ی تئاترها را با هر سبک و قشر مخاطبی باید در تالار فردوسی اجرا کنیم، چون جای دیگری نداریم.
طاهری: نهاد بالادستی باید این را جزو وظایف خودش بداند. شورای نظارت چندان وظیفه‌ی خود نمی‌داند که به کیفیت کارها نظارت کند. آیین‌نامه چندان سخت‌گیری نکرده و به یک عبارت مبهم و کلی اکتفا کرده است. به همین دلیل در خیلی از شهرها شورای نظارت وظیفه‌ی سانسور را انجام می‌دهد و اگر از جنبه‌ی سیاسی یا اجتماعی، عقیدتی، مذهبی مسئله‌ای وجود نداشته باشد کار اجرا می‌شود. وقتی می‌گوییم در سیرجان تنها فضای اجرایی‌مان تالار فردوسی است با دیده‌ی ‌تردید نگاه می‌کنم. تعدادی آمفی‌تئاتر در شهر داریم که سن و نور ایده‌آلی ندارند ولی آیا فردوسی سن و نور ایده‌آلی دارد؟ در کرمان در سال گذشته چندین کار در فرهنگسرای کوثر و تالار بسطامی اجرا شدند که خیلی بدتر از سالن‌های قدیمی‌ای هستند که ما اینجا داریم. تالار فردوسی با این وضعیت ساختاری جوابگوی اجرا از لحاظ کمی نیست. تا آخر سال 96 تالار فردوسی رزرو است و 6 گروه در نوبت اجرا هستند. 15 کار تقاضای تمرین جدید دادند با یک حساب سر‌انگشتی یعنی جدول 97 هم بسته شده است. یک سال باید کار بماند تا بتواند اجرا شود چرا نباید دنبال فضای جدیدی برای اجرا بگردیم؟ آیا یک سال در نوبت اجرا ماندن به کار بیش‌تر لطمه می‌زند یا در صحنه‌یی که کمی تنگ‌تر است.
سلطان احمدی: منظور من سبک کار نبود سطح و کیفیت کار است.
طاهری: سطح‌بندی جزو وظایف شورای نظارت نیست. یک کمپانی تئاتر باید بتواند تشخیص بدهد کیفیت کار و سلیقه‌ی مخاطب چیست. ما این حلقه‌ی مفقوده‌ی کمپانی را نداریم و به مشکل بر‌می‌خوریم. در آلمان یک گروه تشخیص می‌دهند برنامه‌‌ی سال آینده باید چه باشد و برنامه را برای 2 تا 3 سال بعد می‌بندند. ما این حلقه‌ی مفقوده را داریم بعد به ذهن‌مان می‌رسد کاری را انجام دهیم همه‌ی‌ بار هستی‌شناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و هنر‌شناسی تولید تئاتر افتاده روی دوش کارگردان تئاتر در حالی که این‌ها در وظیفه و توان او نیست.
- جایگاه انجمن نمایش در این ماجرا کجاست؟
طاهری: انجمن ما هیچ رسمیتی ندارد و یک احترام عرفی برای آن قایل هستیم. در نظام فعلی ما یک وضعیت پا در هوای نیمه‌دولتی دارد که نه کاملا متکی به استفاده از منابع دولتی است نه دستش آزاد است تا در بخش خصوصی هر کاری انجام دهد. عناصر تئاتر باید وارد فضای خصوصی تئاتر شوند و برای خودشان ارگان و پلاتوهای خصوصی ایجاد کنند و سیاست‌های خودشان را بر اساس دانش و سلیقه‌ و نگاه خودشان به جهان عرضه کنند. در بحث تولید هی داریم تئاتر تولید می‌کنیم، بدون این که حرفی برای زدن داشته باشیم. این را سوای کیفیت هنری کار می‌بینم. بعضی وقت‌ها یک نقطه انگیزشی از عهده‌ی فرد بیرون است. اصلا یک حلقه از اندیشه باید شکل بگیرد ما فاقد همه‌ی این‌ها هستیم.
سلطان‌احمدی: اگر من دغدغه‌ای نداشته باشم چه جوری می‌خواهم بگویم. این بستگی به اتمسفر زندگی کسی دارد که در این جامعه زندگی می‌کند. وقتی اتمسفر مسموم است چطور می‌توانیم یک حرکت زیبا را انجام بدهیم؟
- به نظرم دارید با نگرش‌های چپ به موضوع نگاه می‌کنید
طاهری: مدیریت کار مسئله‌ی اصلی است. الان نیاز به مدیریتی است که جریان تئاتر را در مسیر درست خود هدایت کند.
- راه‌ حل چیست؟ این خلا مدیریتی را چطوری پر کنیم؟
سلطان‌احمدی: تحقیق شود با تئاترهای بزرگ که ببینیم چکار می‌کنند که موفق‌ هستند.
- آن‌ها الگویی 400 ساله دارند. در آنجا کمپانی‌های بخش خصوصی همه کاره هستند.
طاهری: در آلمان هر شهر تئاتر شهر دارد و تعدادی کارمند ثابت دولتی در تئاتر شهر کار می‌کنند که حقوق‌شان را از دولت می‌گیرند. 95 درصد بودجه‌ی این‌ها را دولت تامین می‌کند و 5 درصد از طریق فروش بلیط.
- به نظرم به یک نهاد مستقل همانند تئاتر شهر نیاز داریم.
سلطان‌احمدی: مفهوم تئاتر شهر با بودجه‌ی دولتی چیست؟
طاهری: وقتی به عنوان تئاتر شهر تعریف می‌شود یک بودجه‌ی دولتی به آن اختصاص پیدا می‌کند. مدیریت توسط اهالی تئاتر است.
- موانع این اتفاق چیست؟ نفش هنرمندان در تبدیل شدن این مجموعه به تئاتر شهر چیست؟ ضرورت تئاتر شهر احساس می‌شود اما چرا شکل نگرفته؟
سلطان‌احمدی: شاید اهالی تئاتر جدی نگرفته‌اند این قضیه را آقای محمود‌رضا رحیمی به من گفت اگر می‌خواهید امنیت شهرتان بالا برود تئاترتان را قوی کنید، چون تئاتر فرهنگ را می‌سازد و فرهنگ باعث بالا رفتن امنیت می‌شود. ما چقدر فرهنگ را درست کردیم و برای اهالی تئاتر فرهنگ‌سازی چقدر مهم است و چقدر این هنر را جدی می‌گیریم.
طاهری: ما به صورت تاریخی نگاهی به فرهنگ مدرن نداشتیم. تئاتر یک محصول فرهنگی مدرن است ما جامعه‌ا‌ی سنتی با مدیران سنتی داریم. نگاه مدرن به آن نیست اصلا تئاتر را به عنوان یک محصول فرهنگی که باعث امنیت و رشد و تعالی فرهنگی می‌شود نمی‌شناسیم و در نگاه مدیریتی به عنوان یک تفنن به آن نگاه می‌کنیم. چند درصد مدیران ما درگیر تئاتر بودند و چقدر ضرورت‌اش را احساس کردند؟
همه به این نتیجه رسیده‌اند که این‌ شهر باید صاحب یک تئاتر شهر باشد و چه بهتر که تئاتر شهر تالار فردوسی باشد. البته خیلی خوب است که این شهر تئاتر شهر داشته باشد ولی نباید نتیجه‌اش انحصاری باشد که مسئولین بگویند ما دیگر تئاتر شهر برای‌تان ساختیم بروید و تئاتراجرا کنید. در این شهر 20 هزار دانشجو است. اما  ما هرگز تئاتری را در دانشگاه اجرا نکردیم.
- دانشگاه آیا از این حرکت استقبال می‌کند؟
طاهری: دانشگاه‌ها هم ضوابط و مدیریت فرهنگی و حراست دارند. آیا دو تا از این کارهایی که بر صحنه برده‌ایم قابلیت اجرا در دانشگاه نداشته است.
سلطان‌احمدی: من در سالن دانشگاه آزاد سیرجان می‌خواستم تئاتر بگذارم اما...
- در خانواده تئاتر غفلت زیاد است. غفلت از امکاناتی که در اختیار دارد و غفلت از چند و چون خودش
سلطان‌احمدی: اگر تئاتری‌ها قدر خود را بفهمند و همین را به مسئولین یاد بدهند که تئاتر چقدر برای امنیت و فرهنگ شهر اهمیت دارد کار به میزان زیادی جلو می‌رود.
طاهری: خیلی‌ها هم هستند که به تئاتر اعتقاد ندارند و بدبین هم هستند و می‌توانند به مسئولین فشار وارد کنند. باید انحصار مدیران را هم بشکنیم. تلاش‌مان را بعضا کردیم اما نتوانستیم آن‌ها را به تئاتر بکشانیم. تئاتر اصولا یک طیف است؛ یک سر آن نگاه هستی‌شناسانه است و یک سرش نگاه تعلیمی تربیتی است. امیدوارم تئاتر شهر شدن پایگاهی شود برای صادر کردن کارهای‌مان به محلات و مناطق دیگر.
سلطان‌احمدی: قدم اول خوبی است اما نباید به آن بسنده شود
طاهری: بخش کیفی کار هم مهم است. یک نمایش در وهله‌ی اول باید هنر باشد و سطحی از زیبا‌شناسی را داشته باشد. نگاه صرفا کمی و کیلویی به هنر مانع از این می‌شود که ما به کیفیت به اندازه‌ی کافی بها دهیم. این دو تا باید با هم جلو برود. ما نیاز داریم برای همه‌ی اقشار جامعه، سنی، صنفی، مدیران، زندانیان تئاترهای خودشان را داشته باشیم و بتوانیم تولید کنیم و همه‌شان هم حایز یک کیفیت حداقلی باشند.
- مدیریت تالار فردوسی یا انجمن باید چکارکند؟
طاهری: من فکر می‌کنم انجمن رسالتش این است که نقش یک کمپانی را بر‌عهده بگیرد و حداقل برای یک سال بعد برنامه‌ریزی کند. ما راجع به جریان تئاتر بحث می‌کنیم این برآیند باید حاصل یک مدیریت واحد باشد. انجمن نمایش باید به عنوان یک کمپانی تئاتر برنامه سال بعد را ببندد به گروه‌ها سفارش بدهد سال آینده این تعداد کار با این جنس کار می‌خواهم.
- آیا این موجب تشتت در گروه ها نمی‌شود؟
سلطان‌احمدی: به واقع‌بینی خود گروه برمی‌گردد.
طاهری: من فقط راجع به فضای انجمن نمایش و تالار فردوسی و تئاتر شهری که در آینده در اختیارش قرار می‌گیرد حرف می‌زنم. آن‌جا باید محصولاتش را از جهت کیفی و تنوع به عنوان یک کمپانی تئاتر کنترل کند. اگر من در آن قالب نمی‌گنجم باید بروم کمپانی تئاتر خودم را احداث کنم.
- اگر نگاه‌مان کیفی شود درست می‌شود؟
طاهری: هم مسئله‌ی‌ کیفی هم تنوع هر دو باید لحاظ شوند. ما باید همه‌ی ‌جنبه‌های یک جامعه را ببنیم و برای‌شان خوراک تولید کنیم و‌گرنه شامل غفلتی می‌شویم که می‌گوییم و یک بخشی را از دست می‌دهیم. وقتی راجع به تئاتر شهر حرف می‌زنیم باید یک الزامات ساختاری هم داشته باشد اولین آن است که حداقل دو مکان اجرا باید داشته باشد یک سالن قاب عکسی و یک پلاتو. در بحث کیفی می‌توان اختلافاتی گذاشت؛ رده‌های الف این‌جا اجرا شوند و رده‌های ب این‌جا. صرفا این نیست که تابلو تالار فردوسی را بکنیم و تابلوی تئاتر شهر را بزنیم. تئاتر شهر یعنی کارگاه دکور یعنی آرشیو خوب لباس و آکسسوار یعنی یک پارکینگ خوب منظم، یک فضای دفتری. مدیریتی، اداری خوب... این مجموعه را تئاتر شهر می‌گویند. اگر این الزامات را ببینیم خیلی از مسایل حل می‌شود.
- خب این پروژه تئاتر شهر اصلا در چه مرحله‌یی قرار دارد؟
طاهری: اقسام قول و قرارها را این‌جا داشتیم از شرکت گل‌گهر تا کنسرسیوم جهان‌پیشرو تا بخش اندک بودجه‌ای که از سمت اداره ارشاد کنار گذاشته شده است. با یک برنامه‌ریزی می‌توانیم همه را متوجه اهمیت این جریان کنیم که یک پایگاه دایمی باید تئاتر داشته باشد. حداقل از جنبه هایی خیره‌کننده کار کردیم و در طول سال بالای 250 شب اجرا در شهرستانی مثل سیرجان در هیچ جای کشور نمی‌بینید. یاسوج مرکز استان است و تئاتر شهر هم دارد در سال 50 شب هم اجرا ندارد. مخاطب ندارد اسپانسر هم ندارد. در طول زمان به تدریج در یک دهه‌ی گذشته این حلقه‌ها در اینجا محکم شده و شکل گرفته و اسپانسرهای اسم و رسم‌دار داریم که آمده‌اند دایمی حمایت می‌کنند. گروه‌هایی که دارند به خودشان سازمان می‌دهند و به خودشان برنامه می‌دهند و جای یک سخت‌افزاری که بتواند جوابگوی این همه تولید باشد خالی است و یک نگاه نظارتی که بتواند روی کیفیت آثار نظارت کند که این سرمایه انسانی به دست آمده به راحتی از دست نرود.
سلطان‌احمدی: اگر این 5/1 سال آینده که سالن پر است با اجرای بی‌کیفیت پر شود زحمت 10 ساله هدر رفته و تماشاچی به راحتی اعتماد نمی‌کند اسپانسر هم اعتماد نمی‌کند این‌ها باید با هم پیش برود. بخشی نگاه سخت‌افزاری است که همه‌ی مدیران باید متوجه شوند که لازم است انجام شود و شرکت‌ها بیایند تعامل کنند و این را تبدیل به یک مرکز پویای تئاتر کنند. ما یک پایگاهی برای تئاتر می‌خواهیم که این پایگاه باید تئاتر شهر باشد ولی از این پایگاه می‌توانیم تئاتر را به همه جای حداقل شهرستان خود صادر کنیم. وقتی یک تئاتر شهر داشته باشیم می‌توانیم آثار برگزیده استان را به طور فصلی دعوت کنیم و اجرا کنند که مردم متوجه شوند در بقیه نقاط استان چه خبر است حتی می‌شود از بقیه‌ی نقاط کشور دعوت کرد که کار اجرا کنند. پروسه‌ی نقد این‌جا می‌تواند فعال شود نقش مطبوعات می‌تواند فعال شود. تئاتر به عنوان یک عنصر ارگانیک می‌تواند در زندگی اجتماعی انسان بشود.
- این غفلت مدیریتی است.  سیرجان را با این پتانسیل‌هایی که دارد باید جدی بگیریم و برایش ارزش و اعتبار قایل شویم.
طاهری: این زحمتی است که خود هنرمند کشیده و خودش احساس مسئولیت کرده و اسپانسر جمع کرده. هنرمند است که دارد کار می‌کند
سلطان احمدی: همین هنرمندان 250 شب اجرا می‌کنند بقیه کاری نمی‌کنند
طاهری: کسانی که می‌خواهند وارد بازسازی شوند باید به این نکته توجه داشته باشند که سالن تئاتر شهر باید برای اهالی تئاتر باشد