واکاوی  ناکامی‌های تیم فوتبال گل‌گهر که این روزها متهم به استفاده از سِحروجادو شده است
ناکامی «گل‌گهر» با طعم جادوگری!
- ابوذر خواجویی‌نسب
تساوی مقابل تیم فوتبال خونه‌به‌خونه بابل برای گل‌گهر سیرجان، شکستی در چند جبهه بود. شکستی برای ترسیم افقی بیش از حد مبهم برای آینده آبی‌های سیرجانی که سال‌هاست پشت دروازه لیگ برتر مانده‌اند و به ماندن در لیگ نه چندان جذاب دسته اول کشور قناعت کرده‌اند!
- از رویای صعود تا کابوس سقوط...
فصل تازه لیگ دسته اول که شروع شد، قرار بود از همان هفته نخست چهره یک مدعی صعود را داشته باشند. قرار بود بپیوندند به صف صدرنشین‌ها تا شاید در پایان با کسب مقام قهرمانی یا نایب‌قهرمانی به لیگ‌برتر صعود کنند. هفته نخست و تساوی خانگی با اکسین‌البرز، زنگ خطری بود برای تیمی که بر خلاف فصل گذشته شاداب بازی نمی‌کرد. وینگو بگوویچ تا توانسته بود بازیکنانی با مهارت «فیزیکی» بالا به ترکیب تیمش افزوده بود که البته نبوغ «تکنیکی» چندانی نداشتند. به نظر می‌رسید استراتژی مربی کروات استفاده از توان فیزیکی این بازیکنان برای بازی روی چمن‌مصنوعی و دیگر زمین‌های بی‌کیفیت فوتبال ایران بود تا شاید با این حربه و امید بستن به توان گلزنی مهاجم نام‌آشنایی هم‌چون «محمدغلامی» راه خود برای صعود به لیگ برتر را هموار کند.
 پیروزی خارج از خانه مقابل نساجی مازندران در هفته دوم و پیروزی خانگی در برابر ماشین‌سازی تبریز، اگر چه امیدها را به اردوی تیم متمول سیرجانی برگرداند، اما هم‌چنان نشانه‌ای از یک تیم مدعی صعود در ساق‌های بازیکنان دیده نمی‌شد. هفته چهارم و شکست سنگین آبی‌پوشان‌سیرجانی در مقابل تیم مس کرمان خواب وینگو را آشفته کرد. بازیکنان فیزیکی گل‌گهر بر خلاف بازیکنان تکنیکی مس کرمان حتی در زمین بی‌کیفیت ورزشگاه مس کرمان نیز قادر به اجرای تاکتیک‌های کادر فنی نبودند و به خصوص در فاز حمله درک درستی از پاس‌دادن در شرایط مختلف نداشتند. گویا سرمربی کروات گل‌گهر در هنگام بستن تیمش فراموش کرده بود؛ لزوما کسی که خوب بدود و توان فیزیکی بالایی داشته باشد، بازیکن خوبی نیست! چرا باشگاهی در سطح منچستریونایتد، پیشنهاد یوسین‌بولت، سریع‌ترین مردجهان را برای بازی کردن دراین تیم نپذیرفت؟ زیرا در فوتبال همه چیز فقط دویدن نیست، همان‌گونه که کسی تند تند بنویسد، لزوما یک خطاط خوب نیست. کسی که فقط بدود و یا قدرت بدنی بالایی داشته باشد، لزوما یک بازیکن خوب نخواهد شد.
در کنار این موارد، ضعف ساختار دفاعی تیم و حضور دروازه‌بانی ناآماده به نام آرمان‌شهداد‌نژاد در ترکیب این تیم، مزید بر علت شد کابوس گل‌گهر در هفته‌های بعد نیز ادامه پیدا کند. تا جایی که بعد از چند تساوی ناامید کننده، در هفته نهم و در خانه مقابل تیم قعرجدولی ایران‌جوان بوشهر نیز شکست خوردند. آنها هفته بعد نیز به نفت مسجد‌سلیمان باختند تا چشم امید برای بازگشت به صف مدعیان به بازی با خونه‌به‌خونه بابل دوخته شود.
- اتهام جادوگری بر پیشانی فوتبال گل‌گهر
بازی با تیم خونه‌به‌خونه نیز کشتی بحران‌زده گل‌گهر را به ساحل آرامش نرساند و این تیم با کسب یک امتیاز از این بازی جمع اندوخته‌های خود را به عدد 14 رساند تا در جایگاه دوازدهم جدول قرار بگیرد. با وجود این، حاشیه‌های مهم‌تر از متن بر روی ضعف‌های فنی گل‌گهر و البته سریال ناکامی‌های این تیم، سرپوش گذاشت. خبر ضرب‌وشتم یک خبرنگار قبل از شروع نشست خبری مربیان این دو تیم و سپس انتشار تصاویری از حرکات خرافاتی و جادوگری توسط یکی از نیروهای خدماتی هیات فوتبال سیرجان، سبب شد تا گل‌گهر تا خرخره در حاشیه فرو رود و به متهم ردیف اول استفاده از جادو‌ و جنبل در فوتبال ایران تبدیل شود. تنها ساعاتی پس از پایان این بازی، خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی عکس‌هایی را منتشر کردند که در آن فردی از یک توپ‌ جمع‌کن لیوانی را با محتویات نامطبوع تحویل می‌گیرد و آن را اطراف دروازه خونه‌به‌خونه بابل پخش می‌کند. خیلی زود مشخص شد که این فرد کسی است که به عنوان نیروی خدماتی در همه بازی‌های گل‌گهر حضور دارد. موضوعی که با واکنش مدیران و اعضای کادرفنی خونه‌به‌خونه روبرو شد؛ سرپرست این تیم مدعی شد که از اقدامات تیم گل‌گهر در استفاده از سحر و جادوگری مدارک و اسنادی در اختیار دارد که به زودی آن‌ها را در اختیار کمیته اخلاق سازمان لیگ می‌گذارد. او هم‌چنین در خصوص ادعای مطرح شده مبنی بر جادوگری در سیرجان و ریختن ادرار روی خط دروازه که از سوی فتح آبادی، مدیر اجرایی گل‌گهر رد شده است، اظهار داشت: مدیر اجرایی تیم گل‌گهر گفته؛ کسانی که این کارها (جادوگری) را می‌کنند، از این حرف‌ها می‌زنند. آن بنده خدایی هم که چنین کاری کرده، مسئول آب دادن به چمن ورزشگاه است و این‌کاره نیست. در پاسخ به او باید بگویم آیا جدیدا با لیوان و آن هم وسط بازی و فقط به درون دروازه تیم ما آب می‌دهند؟ آن هم آب زردرنگ؟ برای همه این صحبت‌هایم اسناد و مدارک دارم و به واسطه آنها من هم می‌گویم باید فاتحه فوتبال سیرجان را خواند که می‌خواهند به وسیله برخی ابزار غیرفوتبالی نتیجه بگیرند!
هنوز از اظهار نظر شتاب‌زده و عجیب و غریب مدیر اجرایی گل‌‌گهر چندان نگذشته بود که علی گویینی نیروی خدماتی هیات فوتبال سیرجان با ذوق‌زدگی خاصی در گفت‌وگو با خبرگزاری‌های کشوری تایید کرد؛ بعد از آن‌که از زبان یکی از توپ جمع‌کن‌ها شنیده است که یکی از اعضای تیم خونه‌به‌خونه پودر سفیدی را روی خط دروازه تیم‌ گل‌گهر ریخته است، برای دفع طلسم اقدام به ریختن ادرار در دروازه این تیم کرده است. او همچنین مدعی شد بعد از آن‌که تیم گل‌گهر دو بار توپ را به تیر دروازه خونه‌به‌خونه زد و دو تک‌به‌تک با دروازه‌بان را هم از دست داد، مطمئن شده است که تیم حریف دروازه‌اش را طلسم کرده است.
به همین راحتی و در سایه کوتاهی و عدم نظارت هیئت فوتبال سیرجان و مدیران باشگاه گل‌گهر، حیثیت ورزشی یک شهر و یک باشگاه که عنوان پرطمطراق فرهنگی را نیز در پیشانی خود دارد، بر باد رفت. هر چند که «جادوگری» دیگر یک راز مگوی در فوتبال ایران نیست و آن‌قدر ابعاد آن گسترده است که نمی‌توان آن را محدود به فوتبال سیرجان و گل‌گهر کرد. طرفه آن که نتیجه تحقیقات ۶ ماه گذشته کمیته اخلاق نشان می‌دهد،‌ چند جریان فعال و خاص مرتبط با سحر و جادو شناسایی شده‌اند و در آینده‌ای نزدیک درباره چگونگی برخورد با آن‌ها با کمک مراجع قضایی تصمیم‌گیری خواهد شد. حتی گفته می‌شود برای چندین چهره فوتبالی بر اساس مستندات و اطلاعات به دست آمده پرونده تشکیل شده و تحقیقات درباره شناسایی افراد دیگر ادامه دارد.
- میلیاردها هزینه برای هیچ!
گل‌گهر این روزها چه به لحاظ فنی و چه در بعد فرهنگی حال و احوال ناخوشی دارد. براستی این همه هزینه برای تیمی که در صورت ادامه این روند تا چند هفته دیگر به جمع فانوس به‌دستان لیگ دسته اول اضافه می‌شود، چه توجیهی دارد؟ این همه ریخت‌وپاش برای فوتبال گل‌گهر و حتی «برند» این مجموعه عظیم صنعتی چه سودی داشته است؟ این‌که گل‌گهر برای توسعه و تبلیغ خود اقدام به سرمایه‌گذاری در فوتبال حرفه‌ای کرده است، حرکت صحیحی به نظر می‌رسد اما اگر قراراست این تیم تا به ابد در لیگ دسته اول کشور دست‌وپا بزند و در حسرت صعود به لیگ برتر بماند، این سرمایه‌گذاری، حکم آتش‌زدن پول‌های این مجموعه را دارد. به خصوص این‌که بدانیم حضور گل‌گهر در لیگی که اصولا تبلیغات رسانه‌ای چندانی درباره آن نمی‌شود، سودش تنها به جیب غیر‌بومی‌ها می‌رود و حتی در تیم‌های پایه نیز به سبب نفوذ دلالان، استخوان‌بندی اصلی این تیم‌‌ها با‌ حضور بازیکنان نوجوان غیربومی بسته می‌شود!
 نتیجه همین استراتژی اشتباه در سال‌های اخیر حضور کم‌تعداد بازیکنان سیرجانی در تیم‌های لیگ برتری است
- سخن آخر...
اگر قرار است درِ فوتبال گل‌گهر هم‌چنان به پاشنه ناکامی و آبروریزی بچرخد، بهتر است هزینه‌هایی که صرف باشگاه‌داری در سطح حرفه‌ای می‌شود، برای توسعه تیم‌های پایه‌ با نیروهای بومی صرف شود. آقایان و اعضای هیات‌مدیره باشگاه گل‌گهر! اگر همه خروجی خدمات شما به فوتبال این شهر، پر کردن جیب دلالان و عده‌ای فرصت‌طلب است، اگر حاصل آن همه ادعا و خرج کردن بی‌حساب و کتاب پول‌هایی که ظاهرا برای شما چرک کف دست است، گره زدن نام ورزش این شهر به سحر و جادو است، لطف کنید و صندلی دیگری برای خدمت پیدا کنید. مردم و ورزش‌دوستان این شهر مدت‌هاست از طلا گشتن پشیمان گشته‌اند، مرحمت فرموده آنها را مس کنید!