دوشنبه, 27 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 493: 20 آذر 1396

گزارش پاسارگاد به بهانه روز جهانی ایدز
 تماس‌جنسی مهم‌ترین عامل انتقال ایدز
- سارا پورمختار
قهرمان‌ها همیشه متعلق به داستان‌های تخیلی نیستند؛ زیر آسمان شهری که در آن زندگی می‌کنیم هم پر است از زنان و مردانی که برای زنده ماندن و خوب زندگی کردن در نبرد هستند. افرادی که ناخواسته درگیر سرنوشتی شدند که چاره‌ای جز کنار آمدن با آن ندارند.
- زهر نقش عقرب
آستین لباسش را بالا می‌زند. به نقش عقرب روی بازویش اشاره می‌کند و با حسرت می‌گوید: «همه فتنه‌ها زیر سر این است» و ادامه می‌دهد؛ سال 79 بود که در رشته گیاه‌پزشکی دانشگاه شیراز قبول شدم. با خوشحالی و هزار آرزو راهی شدم. ترم اول را در خوابگاه ماندم و بعد از آن با 2 نفر از دوستان و همکلاسی‌هایم تصمیم گرفتیم خانه اجاره کنیم. علی اهل سمنان بود و احمدرضا لُر. چندنفری از بچه‌های هم گروهی‌مان می‌خواستند خالکوبی کنند و با یک خالکوب ماهر قرار گذاشتند یک شب بیاید خانه ما.
آخر هفته همه بچه‌ها خانه ما جمع شدند. احمدرضا رفته بود دنبال خالکوب. دم‌دمای غروب تقی خالکوب با دستی پر از نقش و نگار با همه دست داد. دستگاه و ظرف جوهر و سوزن‌ها را از  کیف چرمی‌اش در آورد. هر کسی درباره نقشی که می‌خواست بیاندازد با تقی مشورت می‌کرد. تقی خالکوب با خودکار براي هر كس يك نقش انداخت و خالکوبی را شرع کرد. من هم وسوسه شدم و خواستم طرح یک عقرب که نماد ماه آبان است را روی بازویم خالكوبي كند. نمي‌دانم سوزنش آلوده بود يا كسي از بچه‌ها مبتلا بود ولي همین شد عاملش.
حدود سه ماه گذشته بود كه مریض شدم. تمام علایم شبيه سرماخوردگي بود ولي هرچه مي‌گذشت خوب نمي‌شدم؛ مریضی‌ام تا 2 ماه طول كشيد. بدنم قوي بود و قبلا پيش نيامده بود كه سرماخوردگي‌ام آنقدر طول بكشد. دكترها هم چيزي نمي‌دانستند. تب و لرزهایم باز هم تکرار شد. وقتي كه براي تعطیلات آمده بودم، باز هم رفتم دکتر و این بار آزمایش دادم. در برگه نتیجه آزمایش جلوي HIV علامت مثبت خورده بود. نزدیک به 10 بار در آزمایشگاه‌های مختلف آزمایش را تکرار کردم و در همه آنها جواب مثبت بود. تنها شانسی که داشتم خانواده‌ام بودند که از من حمایت کردند و دنبال درمان و کمک بودند.
در تمام مدت آستینش بالا و روی صحبتش با نشان عقرب بود. آستینش را پایین آورد و مرا مخاطب قرار داد: «ما را ایدز نمی‌کشد، رفتارهای اطرافیان می‌کشد. بدترين برخورد را از یک پزشک دیدم. برای مشکل تنفسی پيش يك دكتر متخصص رفته بودم. داشت معاينه مي‌كرد و با گوشي به صداي نفس كشيدنم گوش مي‌داد. فكر كردم پزشك بايد از وضعيت بيمارش اطلاع درستي داشته باشد. گفتم كه ايدز دارم. وحشت كرد و داد زد شماها براي چي دنبال درمان هستيد؟ شما كه جامعه را آلوده مي‌كنيد همان كه بميريد بهتر است. از اتاقش آمدم بيرون. با وجود دیدن این رفتارها باز هم بيماري خودم را اعلام مي‌كنم. واكنش غلط مردم نبايد مانع رفتار درست ما باشد».
از وضعیت ادامه تحصیلش می‌پرسم:« به دلیل بیماری و ناامیدی که داشتم دانشگاه را رها کردم و از همکلاسی‌ها و هم خانه‌هایمان هیچ خبری ندارم. اصلا نمي‌دانم از آن جمع چند نفر آلوده بودند يا آلوده شدند يا الان در چه وضعيتي هستند.
مهم‌ترين تاثيري كه ايدز روي زندگي من گذاشت اين بود كه قدر لحظه‌هايي را كه مي‌گذرد بيشتر مي‌دانم. قبلا چيزهايي از موسيقي مي‌دانستم ولي بعد از بيماري در دوره‌هاي عالي موسيقي شركت كردم و الان نواختن حرفه‌اي تار، سه‌تار و گيتار را ياد گرفته‌ام».
- برچسب‌های دردناک
زهرا دیر به سر قرار می‌رسد و می‌گوید: «چون فقط آخر هفته‌ها می‌توانم با پسرم باشم متوجه ساعت و گذر زمان نشدم».
نه چهره‌اش با زنان دیگری که در کوچه و خیابان می‌بینیم فرق می‌کند و نه نوع لباس پوشیدنش. نه زخمی به روی صورت دارد و نه کینه‌ای در دل. شاید اگر یک روز در تاکسی یا مکانی عمومی در کنارم می‌نشست و لب از لب برنمی‌داشت هیچ وقت متوجه بیماری‌اش نمی‌شدم. اما پای صحبت‌هایش که می‌نشینم از برچسب‌های دردناکی می‌گوید که به او زده شده است. خودش را زهرا معرفی می‌کند اما صادقانه می‌گوید که نام اصلی‌اش نیست: «من نه اعتیاد داشتم و نه رابطه جنسی با افراد دیگر. من ویروس HIV را از راه تاتو ابرو گرفتم. از طریق یکی از دوستانم با خانمی که کار تاتو ابرو انجام می‌داد آشنا شدم. ماهی یک بار از یزد می‌آمد و در خانه یکی از کسانی که قصد انجام تاتو داشتند مستقر می‌شد و همه کسانی که از قبل نوبت گرفته بودند به آنجا می‌رفتند و یکی بعد از دیگری تاتو انجام می‌دادند. ماه‌ها بعد تب شدیدی کردم و بیهوش شدم. پس از مراجعه به بیمارستان و انجام آزمایشات دکتر گفت HIV مثبت هستم. آخرین باری که همسرم را دیدم همان شب بود که بالای تختم ایستاده بود. حرف‌های دکتر را که شنید بدون آنکه حتی یک کلام حرف بزند و یا درباره دلیلش بپرسد اتاق را ترک کرد. حتی برای طلاق هم وکیلش زنگ زد و من هم پذیرفتم توافقی جدا شویم. پسری 9 ساله به نام امیرحسین دارم که به خاطر مشکلات مالی دو سال است که با من زندگی نمی‌کند و پدربزرگش حضانت‌اش را پذیرفته و تحت نظر آنها به مدرسه می‌رود. فقط آخرهفته‌ها و روزهای تعطیل  پیش هم هستیم».
بیکاری اصلی‌ترین دلیل مشکلات مالی زهراست: «در این مدت برای کار به همه جا سر زدم اما وقتی بیماری خود را اعلام می‌کردم به من کار نمی‌دادند. کار به جایی رسیده بود که جرات نمی‌کردم در برخی مراکز بیماری خود را بیان کنم. بعد از آنکه بیماری‌ام فعال شد، در یک تولیدی پوشاک کار پیدا کردم اما یک روز حالم بد شد. وقتی به خونریزی افتادم و مسئول کارگاه متوجه بیماری من شد از کارگاه اخراجم کرد».
زهرا که دل پردردی از برخورد برخی کادر پزشکی مراکز درمانی دارد ادامه می‌دهد: «وقتی در بیمارستان کرمان بستری بودم یکی از هم اتاقی‌هایم متوجه بیماری من شد و فریاد می‌زد که من را از آن اتاق خارج کنند».
او می‌گوید که برخورد مشابهی نیز از دندانپزشکان دیده است و ادامه می‌دهد:« دندانپزشکان بیماران مبتلا به هپاتیت را می‌پذیرند اما از پذیرش مبتلایان به HIV سر باز می‌زنند به همین خاطر مجبوریم وقتی برای ویزیت به دندانپزشکی می‌رویم یا بیماری خود را اعلام نکنیم و یا بگوییم هپاتیت داریم. هرگز فراموش نمی‌کنم روزی در مطب دندانپزشکی وقتی آرام به دندانپزشک گفتم که مبتلا به ایدز هستم چنان داد و فریادی به راه انداخت و مرا از اتاقش بیرون کرد که همه بیماران در صف انتظار متوجه شدند بیماری من چیست و آنجا آبرو و حیثیت من به باد رفت چون همه مردم تصور می‌کنند که مبتلایان به HIV از راه‌های غیراخلاقی به این بیماری دچار شده‌اند».
نه تنها همسرش که خانواده‌اش هم به نوعی زهرا را طرد کرده‌اند: «حتی خانواده‌ام از پذیرش من سرباز می‌زنند. یک بار که به خانه پدرم در روستا رفته بودم، برادرم به همراه همسر و فرزندانش نیز آنجا بودند، برادرم اجازه نمی‌داد بچه‌هایش به من نزدیک شوند. البته من توقعی جز این هم ندارم. وقتی پزشکان ما را نمی‌پذیرند دیگر از خانواده خودم که سطح دانش و آگاهی پایینی از مسایل پزشکی دارند، چه انتظاری می‌توانم داشته باشم؟ مهم این است که من امروز پذیرفته ام من یک اچ‌آی‌وی مثبتم  و باید با مشکلات این بیماری کنار بیایم».
زهرا قرار است ازدواج کند. وقتی از ازدواج مجددش سخن می‌گوید، نوری در چشمانش برق می‌زند: «نباید بیماران آلوده به HIV را با بیماری‌شان قضاوت کنند چرا که آن‌ها هم خصوصیات مثبت و منفی و فراوانی دارند. قرار است با فردی که همدردیم ازدواج کنم. او شاغل است و قول داده که فرزندم هم در کنار ما بزرگ شود. خیلی خوشحالم که ازدواج می‌کنم چون هم از تنهایی در می‌آیم و هم فرزندم را می‌توانم در کنار خودم نگهداری کنم».
موقع خداحافظی زهرا با امیدواری می‌گوید: «بعضی از درها به روی ما بسته است اما خداوند همیشه در جدیدی را در زندگی من باز کرده است».
- بازاریابی تاتو در فضای مجازی
زماني كه نام ايدز تازه در ايران شنيده شد اين بيماري را مخصوص جوامع غربي و نشانه‌اي از انحراف اخلاقي و جنسي معرفي مي‌كردند. شايد آن زمان كسي فكر نمي‌كرد كه ايدز روزي به ايران هم خواهد رسيد و انتقال خون‌های آلوده، رفتار جنسی پرخطر، اعتیاد تزریقی و خدمات پزشکی و آرایشی از قبیل تاتو و خالکوبی‌ از عوامل انتقال آن هستند. با یک جستجو در اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی لیست بلندی می‌بینید از تاتوکارهایی که نمونه‌کارهای‌شان را برای جذب مشتری به نمایش گذاشته‌اند. از بین 10 نفری که با آنها تماس گرفتم 6 نفرشان در خانه کار می‌کنند و قیمت‌های‌شان مناسب‌تر از جاهای دیگر است.
با یکی‌شان برای ساعت 10 صبح شنبه قرار می‌گذارم. در روز موعود زنگ خانه‌ای در حوالی بلوار دکتر صادقی را که می‌زنم بی‌آنکه نامم را بپرسد در را باز می‌کند. وارد حیاط خانه می‌شوم و منتظر می‌مانم.  زن جوان با لباس منزل به سمتم آمد و به اتاقی مجزا از بقیه ساختمان راهنمایی‌ام می‌کند. یک صندلی و یک میز کار که وسایل روی آن قرار دارند تنها تجهیزاتش هستند. کمی درباره انواع مدل‌های تاتویی که برای ابرو استفاده می‌شود مشاوره می‌دهد. از سایه و هاشور گرفته تا جدیدترین مدل که میکروبلندینگ نام دارد. صحبت‌هایش که تمام می‌شود می‌گویم نمی‌پرسید که آیا بیماری خاصی دارم یا نه؟
نمی‌خواهد کم بیاورد و جواب می‌دهد اگر دیابت دارید کارتان انجام نمی‌دهم. می‌گویم دیابت نه، شاید ایدز یا هپاتیت داشته باشم. رنگ از رویش می‌پرد از ترس اینکه مبادا مامور بهداشت باشم با تندی می‌گوید: « من برای هر مشتری سوزن مجزا استفاده می‌کنم و در پایان کار آن را به خودشان می‌دهم تا در نوبت‌ها بعدی همراهشان باشد و هر دفعه کل وسایلم را ضدعفونی می‌کنم، وقتی به کار خودم مطمئنم لزومی ندارد  بپرسم».
- مردم خود ناظر باشند
به گفته رییس مرکز بهداشت هرگونه کار پوستی و زیبایی، تزریقات، اعمال جراحی سرپایی و بزرگ اگر در شرایط استرلیزه انجام نشود خطر انتقال بیماری‌هایی همچون ایدز و هپاتیت وجود دارد که تاتو و خالکوبی هم شامل این موارد می‌شود.
دکتر محمد موقری از انجام خدمات تاتو و خالکوبی در مکان‌های بدون مجوز ابراز نگرانی می‌کند: «از طرف مرکز بهداشت تمام آرایشگاه‌هایی را که تابلو و مجوز دارند، بازرسی می‌کنیم اما متاسفانه در خیلی از جاها کار تاتو به صورت غیرقانونی و بدون مجوز و در خانه‌ها انجام می‌شود و ما نمی‌توانیم نظارتی بر کارشان داشته باشیم. این خود مردم هستند که باید نظارت داشته باشند و مواظب باشند و به جاهای مجاز مراجعه کنند.»
بر طبق آمار در سیرجان تعداد بیماران ایدزی که شناسایی شده‌اند و در مرکز بهداشت پرونده دارند و دارو می‌گیرند 34 نفر هستند که بی‌شک آمار واقعی بیش از این‌هاست اگر تعداد افرادی را که از بیماریشان اطلاع ندارند و یا  افرادی را که به مرکز بهداشت مراجعه نمی‌کنند را به این زقم اضافه کنیم.
- انجام تاتو در مراکز غیربهداشتی انتقال HIV را افزایش می‌دهد
 دکتر محمد ندیمی متخصص بیماری‌های عفونی و تب‌دار از بروز موج سوم HIV می‌گوید: «موج اول HIV در کشور ناشی از انتقال خون آلوده بود، موج دوم در معتادین تزریقی و زندانیان و موج سوم انتقال از طریق تماس جنسی پرخطر است که جامعه را به شدت تهدید می‌کند». وی در ادامه می‌افزاید: «در کل جهان بیشترین شکل انتقال ایدز از طریق تماس جنسی محافظت نشده است و بعد از آن معتادان تزریقی. در سال‌های قبل الگوي اصلي انتقال ايدز در كشور ما اعتياد تزريقي بود و بيشتر مبتلايان بر اثر استفاده از سرنگ مشترك به ايدز دچار مي‌شدند و اين اتفاق در زندان‌ها و محل تجمع افراد كارتن‌خواب بيشتر تكرار مي‌شد اما  در حال حاضر از طریق رفتارهای پرخطر جوانان منحنی انتقال از طریق تماس جنسی به شدت در حال افزایش است و به منحنی جهانی نزدیک می‌شود».
دکتر ندیمی که  معتقد است بیماری HIV بیماری نیست که به سراغ فرد بیاید بلکه انسان خود با رفتارهای پرخطر و محافظت نشده به سراغ این بیماری  می‌رود، در خصوص دیگر راه‌های انتقال ویروس ایدز می‌گوید: «استفاده کردن از هرگونه وسیله آلوده که بتواند به سیستم مخاطی پوست یا مخاطی هرجای بدن آسیبی وارد کند مثل سرنگ آلوده، تاتو کردن، تیغ‌های صورت تراشی آلوده، می‌تواند باعث انتقال ویروس شود».
این دکتر متخصص بیماری‌های عفونی و تب‌دار ضمن هشدار به خانواده‌ها توصیه می‌کند: «اخیراً استفاده از مواد توهم‌زا در مهمانی‌ها مد شده است که فرد را از خودش بیخود می‌کند و ممکن است  رفتارهایی نشان دهد که نهایتا منجر به بیماری شود یا اینکه تمایل و انجام بی‌رویه تاتو که در بسیاری از موارد در مراکز غیربهداشتی صورت می‌گیرد، انتقال هپاتیت و HIV را افزایش می‌دهد».