نقد نومیدی نیست 

- شهسوار صادقی

در جامعه ما «نقد» و «انتقاد» از مسئولان و روندهای جاری و جریانات سیاسی وضعیت دشوار و پیچیده و متناقضی دارد. از یک سو به لحاظ نظری همه موافق و مدافع نقد و نقدپذیری هستیم و به تناسب روزگار در ضرورت و اهمیت آن داد سخن می‌دهیم اما در عمل وضع متفاوت و یا مغایر با این حرف‌هاست. گروهی از ما که تعدادمان به نسبت زیاد است، نقد را بر‌نمی‌تابیم و گوش شنوایی برای شنیدن سخن ناقدان نداریم. دسته دیگر با بکار گیری اصطلاحاتی نظیر «نقد منصفانه و صادقانه» نقد را محدود و مقید می‌کنیم. مشکل هم این‌جاست که منصفانه یا صادقانه بودن نقد را با ترازوی رضایت و تامین منافع خودمان می‌سنجیم. جماعت سومی هم وجود دارند که به لحاظ نظری و عملی به نقد و نقادی به مفهوم درست کلمه معتقد و پایبندند. بحث اصلی این یادداشت گروه‌های مورد اشاره نیست، بلکه معطوف به کسانی است که نقد را با نومیدی یکسان می‌پندارند. به عنوان مثال؛ از این منظر نقدهایی را که از جانب برخی از اصلاح‌طلبان به رییس‌جمهور وارد می‌شود نشانی نا‌امیدی آنان از عملکرد ایشان می‌دانند یا این‌که گفته می‌شود این نقدها نشان‌دهنده‌ی  پشیمانی حامیان روحانی از وی است. به نظر من این گونه برداشت‌ها از نقد و نقادی با گفتمان اصلاح‌طلبی در تضاد آشکار است. چه این که اگر نگوییم هسته مرکزی این گفتمان نقادی است باید بگوییم یکی از مفاصل اساسی آن به شمار می‌رود. در این جا منطق اصلاح‌طلبی با سخن مصلح‌الدین سعدی شیرازی که هفت قرن پیش از این گفته هم‌عنان است: «دو چیز طیره‌ی عقل است؛ دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خامُشی» 

مرحوم دهخدا و سایر ارباب لغت «طیره» را به معنای شرمندگی و خجالت تعریف کرده‌اند. بنابراین و به توصیه سعدی که به نماینده اخلاقی فرهنگ وتمدن ایران اسلامی معروف است، هرگونه نقد و انتقاد صریح و به‌موقع اصلاح‌طلبان از آقای روحانی نه تنها نشانه نومیدی و پشیمانی نیست بلکه کنشی خردمندانه و مشفقانه و دوستانه  و در حقیقت نوعی پیشگیری و مددکاری ارزیابی می‌شو‌د. در مقابل، به گمانِ من غفلت از نقدهای شفاف و به‌موقع و به تعبیر سعدی «دم فرو بستن به وقت گفتن» امری ناپسند دور از عقلانیت و دوستی محسوب می‌شود. واگر چنین شود سرانجام ملت و دولت و رییس دولت دچار خسران و زیان خواهند شد و آنگاه است که همه باید شرمنده و پاسخگو باشند.