جمعه, 01 تیر 1397

هفته‌نامه شماره 516: 28 خرداد 1397

 

همه‌پرسی و گفت‌وگو 

- شهسوار صادقی

در بستر جامعه همراه با تغییرات و تحولات  اختلافات و چالش های گوناگونی بروز می‌کند که رفع این چالش‌ها برای بقای نظام‌های سیاسی ضروری است. در همین راستا در قوانین  اساسی و موضوعه‌ی کشورها   همواره راهکارهایی تعبیه شده که یکی از آن‌ها «مکانیزم همه‌پرسی»  است  

 همه‌پرسی یا مراجعه‌ی مستقیم  به آرای عمومی به منظور تصمیم‌گیری پیرامون مسایل مهم و شکستن بن‌بست‌هایی که در عالم سیاست گریزی از آن‌ها نیست و هم‌چنین  به عنوان یک مکانیزم قانونی برای حل اختلاف بین قوا و مردم رواج دارد. در اصل 56 قانون‌اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز آمده است: «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.» لحاظ کردن چنین شرایطی برای انجام همه‌پرسی نشانگر اهمیت موضوع و جهت ارتقا و استعلای جایگاه همه‌پرسی در نظام سیاسی است که بسیار پسندیده و منطقی و حساب‌شده است. زیرا مانع از آن است که برای هر امر جزیی و پیش‌پا‌افتاده‌ای به سراغ همه‌پرسی برویم. ولی در هر حال طرح «همه‌پرسی» تابو و «خلافِ قانون» نیست. با این وصف رییس‌جمهور محترم پیشنهادی را در خصوص مراجعه به آرا برای رفع برخی اختلافات مطرح کردند. طرح این موضوع با مخالفت‌های زیادی از سوی افراد وابسته به جناح‌های سیاسی مواجه  گردید  و برخی از مخالف‌خوانی‌ها شدید و همراه با تعریض و طعنه به رییس‌جمهور بود.  در این بین اما مخالفت  سعید حجاریان با از لون و لطافت وحکمت ویژه‌ای برخوردار بود که جای تامل دارد. ایشان در متن  نوشته خود که در سایت جماران منتشر شده است به صراحت توصیه می‌کند؛ خوب است جناب رییس‌جمهور از راه پر پیچ وخم همه‌پرسی صرف‌نظر کند ولی بکوشد اختلافات بین جناح‌ها را که ماهیت و ریشه سیاسی دارد  فقط از طریق گفت‌وگو و مفاهمه دوجانبه حل کند و اما اختلافات قانونی بین قوا و سایر نهادها را از طریق مجمع تشخیص مصلحت که ذاتا عهده‌دار این امور مهم است، حل‌وفصل نماید. به تصور من تاکید آقای حجاریان بر روی استفاده از ظرفیت نهاد قانونی  بالادستی  و گفت‌وگو  برای حل مشکلات جامعه بهترین راهبرد وکم هزینه‌ترین شیوه موجود است و باید آن را جدی گرفت. در هر حال گفت‌وگو پیش‌نیاز هر گونه برنامه و پیشنهاد و تصمیم است. در این مورد اخیر ضرورت دارد جناب رییس‌جمهور بیشتر با رسانه‌ها گفت‌وگو کند و برای جلوگیری از سوء‌تفاهم مواردی را که فکر می‌کند به همه‌پرسی احتیاج دارند به طور مشخص  با مردم در میان بگذارند و از دیگران برای اظهار نظر و گفت‌وگو دعوت کنند. دیگران نیز به خصوص حقوقدانان باید به  نقد و نظر بپردازند. همگان باید بپذیرند  عالم سیاست «آیین درویشی» نیست که به قول حافظ نیاز به گفت‌وگو نداشته باشد بلکه «ماجراها»یی دارد که در نهایت از طریق گفت‌وگو و مناظره و به تعبیر زیبا و راهگشای قرآن «جدال احسن» و «اقامه برهان و دلیل»  حل می‌شود.

 و اما نکته پایانی؛ در شرایطی که همه معتقدند «صدای مردم را باید شنید»  صدای رییس‌جمهور به عنوان نماد و نماینده «جمهور»  اولی  و شنیدنی‌تر  است و البته نقد یا «جدال احسن» همواره برای همه به قوت خویش باقی است.

 خواب‌آشوب رفراندوم

- رضا مسلمی‌زاده

طرح موضوع رفراندوم از سوی فردی که از سوی جمهور مردم برای اداره امور کشور برگزیده شده است، چنان عده‌یی را ناخوش آمده است که انگار نه انگار که این قسم‌خورده قانون اساسی است که به یکی از بندهای میثاق ملی که وظیفه‌ی پاسداری‌اش را بر عهده دارد، بدان اشاره کرده است. به راستی چرا تقاضای مراجعه به آرای عمومی آن هم برای یک وضعیت فرضی در زمانی نامعلوم عده‌یی را چنین برآشفته است؟ مگر رییس‌جمهور به جایی خارج از قانون اساسی اشاره کرده است که راستگرایان آن را برنمی‌تابند. دلیل مخالفت این معترضان به سخنان رییس‌جمهور که در آغاز چهل سالگی انقلاب بر زبان رانده اگرچه در نگاه اول نامعلوم است اما نشان می‌دهد که برخی از سردمداران جریان اصولگرایی چقدر از دغدغه‌های تدوین‌کنندگان قانون اساسی فاصله گرفته‌اند. قانون اساسی جمهوری اسلامی تجلی خواست رهبر فقید انقلاب است که فرمود: «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد.»  اداره کشور از طریق تحقق اراده‌ی مردم در انتخابات مختلف یکی از شقوق تبلور جمهوریت نظام است و اصولگرایان دریافته‌اند که صندوق رای هرچه که آزادتر باشد، شانس ایشان را کمتر و کمتر می‌کند. گریز و نگرانی ایشان از صندوق رایی دیگر از این منظر قابل درک است. ایشان نگران از اینکه طرح موضوع همه‌پرسی می‌تواند مقدمات ظهور آن را به میان آورد، باعث شده تا با هجمه‌ به گوینده او را به پس گرفتن سخنانش فرا بخوانند. از منظر ایشان تبلور اراده ملت در قالب همه‌پرسی به شکستن تابویی منجر می‌شود که درک آن برای دیگر کنشگران چندان قابل دریافت نیست. 

آنچه که چنین به مذاق مخالفان رییس‌جمهور ناخوشایند آمده برای مردم کشوری پیشرفته مثل سوییس خاطره که نه یک امر عادی و روزمره است. البته قرار نیست ما مثل کشور سوییس بارها و بارها برای مسایلی نظیر مناره‌های مساجد مسلمانان به رفراندوم متوسل شویم اما چرا نباید هرازگاهی از این ظرفیت قانونی استفاده کنیم؟ متاسفانه این محافظه‌کاری به اصلاح‌طلبان هم سرایت کرده است. برخی از ایشان نیز بر این باورند که رفراندوم شبه‌تابویی است که جز در موارد لاعلاج نمی‌توان و نباید به آن تمسک جست. در تاریخ این کشور لحظاتی وجود داشته که در آن اختلاف بین جناح‌های سیاسی به نقاط لاینحلی رسیده است اما همین تابو شدن بیهوده رفراندوم کشور را از گشایش گره به دست ولی‌نعمتان و صاحبان حقیقی کشور محروم کرده است. متاسفانه هر دو گروه نیز برای گریز و پرهیز از رفراندوم به مشارکت‌های مردمی در راهپیمایی یا انتخابات ارجاع می‌دهند.

هراس از رفراندوم اگرچه قابل درک است اما واقعی نیست و مبنای قانونی هم ندارد. توسل بدان هم توهین به کسانی نیست که کیهان خود را وکیل مدافع خودخوانده آنها می‌داند. استفاده از همه ظرفیت‌های قانون اساسی هم نشانه‌ی کارآمدی نظام قانونی کشور است و هم پاسداری از میراث بزرگمردانی است که برای به ثمر رسیدن آن از جان مایه گذاشتند.