چهارشنبه, 04 مهر 1397

هفته‌نامه شماره 529: 02 مهر 1397

تذکر و «پلمپ» 

- بتول بلالی

چند تزریقاتی به دلیل عدم رعایت مسائل بهداشتی پلمپ شد. بعد از استقلال دانشکده علوم پزشکی سیرجان قسمت‌های مختلف دانشکده کار درمان و نظارت را با جدیت پیگیری می‌کنند. بازرسی از اماکن درمانی زیر نظر معاونت درمان دانشکده علوم‌پزشکی سیرجان کارش را شروع کرده است. معاونت درمان نظارت بر درمان شهر را عهده‌دار است. 24 مرکز درمانی از جمله بیمارستان و درمانگاه به عنوان مراکز بزرگ‌تر و نظارت بر پزشک، دندان‌پزشک، متخصص، ماما، ارتوپد، فیزیو‌تراپی، بینایی‌سنجی، شنوایی‌سنجی، سونوگرافی، آزمایشگاه، رادیو‌لوژی و مراکز کار‌درمانی، گفتار‌درمانی، ترک اعتیاد و... به عنوان مراکز کوچک‌تر تحت نظارت و بازرسی محسوب می‌شوند. در تازه‌ترین اقدام دیروز چند مرکز بهداشتی پلمپ شد. 

- همراه با بازرسان درمانی در شهر

با محمد‌تقی نخعی و همکارش برای بازرسی از چند مرکز درمانی همراه شدم. او می‌گوید: تقریبا هر روز برای نظارت می‌رویم و هر سه ماه یک ‌بار این نظارت تجدید می‌شود. به گفته‌ی وی دو شغل عینک‌سازی و بدن‌سازی (به دلیل فروش پودر‌ها و داروهای بدن‌سازی) چون کار طبی و درمانی انجام می‌دهند باید زیر‌مجموعه‌ی درمان قرار بگیرند. وی گفت: عینک‌ساز باید حتما اپتومتریست داشته باشد تا مشکلی برای فرد پیش نیاید. 

- بازرسی چند مرحله دارد

 ابتدا بازرسان معایب را بررسی می‌کنند و فرصت داده می‌شود تا ایرادات را برطرف کنند. برخی واحدهای درمانی سر‌سخت هستند و معایب را رفع نمی‌کنند که تذکر کتبی می‌گیرند. اگر باز هم ایرادات رفع نشود به دادستانی نامه داده می‌شود و با دستور قاضی و دادستان پلمپ توسط پلیس اماکن انجام می‌شود. به گفته‌ی بازرسان درمان، قبلا که دانشکده جدا نشده بود، بازرسی‌ها فقط پرکردن فرم بود. به چند عینک‌سازی سر زدیم که هیچ‌کدام بدون عیب و ایراد نبودند سپس نوبت به بازرسی از چند دندان‌سازی رسید. گاهی دندان‌سازها در کار درمان دخالت می‌کنند و به ساخت دندان اکتفا نمی‌کنند. داشتن فضای مناسب و رعایت موازین بهداشتی، داشتن مجوز و عدم دخالت در کار درمان از جمله موارد مهم بازرسی از دندان‌سازان بود. یکی از دندان‌سازها که روپوش سفید نپوشیده و محیط کار نامناسبی دارد، شروع به اعتراض می‌کند که همه بدون مجوز کار می‌کنند. او گفت: بیش از 30 سال دارم کار می‌کنم و در امور دندانپزشکی دخالت نمی‌کنم. او به بازرس گفت: اگر کسی یک لقمه نان می‌خورد شما ناراحتید؟ بچه‌های ما بزرگ هستند و خرج دارند. بحث و دعوا در این واحد بالا گرفت و مسئول بازرسی تا پایان سال به وی فرصت داد.  مقصد بعدی حاشیه‌ی شهر است. تزریقاتی‌ها از مکان‌هایی هستند که احتمال انتقال ایدز و هپاتیت در آن‌ها زیاد است. نداشتن مجوز قانونی و استفاده از وسایل غیربهداشتی بیداد می‌کند. برخی از این مراکز زالو‌درمانی و حجامت نیز انجام می‌دهند. به گفته‌ی جواد جهانشاهی، مسئول بازرسی دانشکده زالو‌درمانی اصلا مجوز فعالیت ندارد. از یک زالو برای چند بیمار استفاده می‌شود. ممکن است فردی ایدز داشته باشد و به دیگری نیز از طریق زالو منتقل شود. حجامت هم باید تحت نظر پزشک و بصورت بهداشتی انجام شود.  جهانشاهی در پاسخ به این سئوال که چرا تا الان این‌ مکان‌ها بازرسی نمی‌شدند، اظهار کرد: قبلا دانشکده سیرجان مستقل نبود و بازرسی واحدهای بهداشتی انجام نمی‌شد. به گفته‌ی وی اگر مردم در معرفی اماکن متخلف همکاری کنند، رفتارهای غیربهداشتی در شهر به مرور قطع می‌شود.  جهانشاهی ادامه داد: مجبوریم با هر ‌چیزی که سلامت جامعه را به خطر بیاندازد، مقابله کنیم. این مسیر سختی است و مشکلات وجود دارد. شهر کوچک است. برخی آشناها و همکاران واسطه می‌شوند. رابطه و التماس و... وی عدم آگاهی و پایین‌بودن سطح توقع مردم و در نظر گرفتن وجه مالی را دلیل مراجعه به مراکز نامناسب دانست؛ «الان با طرح تحول سلامت فشار مالی روی مردم نیست. هزینه‌های بیمارستانی پایین است اما افرادی هستند که در روستا تحت نظر مامای محلی و شرایط غیر‌بهداشتی زایمان می‌کنند».  نخعی بازرس نظارت عنوان کرد: کسانی که کار درمانی انجام می‌دهند باید صلاحیت علمی داشته باشند. مراکز درمانی باید چهار مورد را رعایت کنند: 1- تکریم ارباب‌رجوع 2- کیفیت درمان 3- تعرفه قانونی 4- رعایت بهداشت. 

- پلمپ چند مرکز متخلف

در یک تزریقاتی موزاییک‌ها کهنه و شکسته است. یک جفت دستکش روی میز است که صاحب تزریقاتی آن‌ها را قایم می‌کند و می‌گوید: کارت کمک‌های اولیه را 30 سال قبل گرفته است. زن میانسال که مامای قدیمی هم هست، با اکراه برگه اماکن را امضا می‌کند. مسئول بازرسی می‌گوید شما هنوز نواقص را بر‌طرف نکردی. نمی‌تواند اثر انگشت بزند چون انگشت اشاره‌ی دستش صاف شده است. مسئول بازرسی می‌گوید، پس چطور با این انگشت سرم می‌زدی؟ حتی روپوش سفید هم نداری «بچه یتیم دارم پلمپش نکن». مردی وارد مغازه می‌شود. اسم آمپول تقویتی که گفتی چه بود؟ نوروبیون. بگیرم الان بیاورم؟ مامور اماکن به او خبر پلمب آنجا را می‌دهد.  تزریقاتی دیگری هم تشویق‌نامه‌ای را به جای مجوز نشان می‌دهد. او علاوه بر تزریقات، زالو‌درمانی هم می‌کند: «18 سال سابقه کار دارم ولی حالا می‌گویند باید زیر نظر پزشک باشی. مامای روستا هستم. زحمت کشیدم. کلی مرکز بهداشت به ما تشویق‌نامه داده. دوره تزریقاتی و مامایی دیدم. کلا این روستا و دهیادگار و مکی‌آباد زیر نظر ما بود و کل زایمان‌ها را انجام می‌دادیم. حتی گواهی شناسنامه‌ها را صادر می‌کردیم. مجوز دارم ولی تمدید نشده.»  در مکانی دیگر، پیرزنی که 45 سال کار می‌کند، دم در پارچه‌ و پرچم سبزی آویزان کرده و یک شلنگ سرم را به علامت وجود مکان تزریقاتی روی آن انداخته. مکان تزریقاتی‌اش شبیه حسینیه است؛ پر از پارچه‌های سبز و تابلو. چند تخت که با پارچه‌های کثیف و ملحفه‌های کهنه‌ای که به سیاهی می‌زند و کارتن‌هایی که جای تشک را گرفته‌اند. پلیس اماکن می‌گوید این چه جایی است که درست کردی؟ پیرزن جواب می‌دهد: «مردم برای گرفتن نظر و استخاره قرآن می‌آیند. دستم شفاست». پیرزن اصرار دارد تزریقاتی‌اش پلمپ نشود. «یک سال است می‌خواهم خانه را بفروشم. قلبم درد می‌کند. تنها سوزن‌زن این محله فقط من بودم. برای همین همه می‌آیند پیش من. از 15 سالگی کار می‌کنم. مادرم قابله قدیمی بود. اون‌وقتا که دکتر نبود رفتم یاد گرفتم». کارتن کیکی را تعارف می‌کند تا کام مسئولان را شیرین کند. چند سرنگ و سرسوزن داخل سطل ریخته شده. می‌گوید خیلی وقت است که آمپول نزده اما یک شیشه‌ی خالی پنی‌سیلین نیز در بین سرنگ‌های مصرف شده، دیده می‌شود. مسئول نظارت می‌گوید که تزریق پنی‌سیلین برای شما خطرناک است. اگر مریض حالش بدحال شود، دیه دارد. «این تخت‌ها مال 40 سال پیش است» سوزن و پنبه‌الکل مال 40 سال پیش است؟ «یک نفر اومد التماس کرد برایش پنی‌سیلین بزنم».

این تازه آغاز ماجراست و در روزهای آینده شاهد پلمپ مراکز بهداشتی و درمانی دیگری در سطح شهر خواهیم بود.