یکشنبه, 18 آذر 1397

هفته‌نامه شماره 539:  12 آذر 1397

در غم آسمانی‌شدن 

دکتر علیرضا ستوده‌نژاد، پدر جراحی کرمان

- دکتر فتح‌الله باستانی‌راد* 

بی‌گمان نام‌آورترین جراح استان کرمان شادروان دکتر علیرضا ستوده‌‌نژاد است. او از سال 1351 که دکترای پزشکی را از دانشگاه تهران و در سال 1358 تخصص در جراحی عمومی را از همان دانشگاه گرفت تا روزی که از این جهان رفت از خدمت به هم‌میهنان خود و از آن میان به هم‌استانی‌ها، هیچ دریغ نکرد. همین بس که از سال 1358 تا چندین سال بعد او تنها جراح کرمان بود، آن هم در سال‌هایی که کشور درگیر جنگ شده بود. استاد ستوده‌نژاد به داشتن روح میهن دوستی قوی شهرت داشت. نه برای نام و نه برای نان، بارها داوطلبانه به جبهه رفت و در زیر آتش دشمن، رزمندگان را در سخت‌ترین شرایط بیمارستان‌های صحرایی و جنگی جراحی کرد، از همین رو وزارت بهداشت لقب پرکارترین جراج دوره جنگ تحمیلی را به او داده است. «پرکارترین پزشک جنگ» در همان حال از درمان هم‌استانی‌های خود نیز غافل نبود. در همان حال، در تربیت دانشجویان پزشکی کوشش فراوان داشت و از انتقال دانش روز پزشکی به دانشجویان خود غافل نبود. او در دامن خود که آراسته به علم و اخلاق بود هزاران پزشک را تربیت کرد؛ 110 رزیدنت جراحی و 3600 دانشجوی پزشکی افتخار شاگردی او را داشته‌اند که امروز به‌ویژه در بخش‌های جراحی استان و کشور خدمت می‌کنند.

دکتر ستوده‌نژاد نه‌تنها در دانش پزشکی به معنی واقعی کلمه استاد که در جراحی پزشکی چیره‌دست بود. او برای دانشجویان و همکاران خود یک پدر دلسوز و آموزگار اخلاق بود. رفتار و اخلاق پزشکی دکتر ستوده‌نژاد برای بیماران نیز جالب و توأم با احترام و محبت بود؛ هنگامی که بر بالین بیمار می‌آمد، گوئی فرشتۀ نجات بر بالین او آمده است. و هم آنگاه که می‌دید برخی از نظر اقتصادی وضع خوبی ندارند از کمک دریغ نمی‌کرد. نه‌تنها تقدیر، بلکه پشتکار است که دکتر ستوده‌نژاد را در مسیری قرار می‌دهد که نام‌آورترین جراح استان شود. او زمانی به‌دنیا آمد که پدرش چهارماه پیش و پس از یک عمل پزشکی از دنیا رفته بود. او با هر سخن خویش به ما دانشجویانش تعهد و مهرورزی را می‌آموخت. زمانی که مهرورزی‌اش را به بیماران می‌دیدیم، اگر کم‌کاری کرده بودیم، خجالت می‌کشیدیم. هنگامی دکتر ستوده‌نژاد به بخش یا اتاق عمل وارد می‌شد، انگار همه‌چیز تغییر می‌کرد و طور دیگری می‌شد. امروز، اما آن استاد فرهیخته از میان ما رخت بربسته و به معبود خویش پیوسته؛ ما مانده‌ایم با کوهی از غم، خاطراتی از جنس زندگی‌بخشیدن، عشق‌ورزی و مهرورزی به کسانی که گاه هیچ نمی‌شناسی آنان را، تعهد به علم، به اخلاق به میهن و به جامعۀ خویش.

من در دوران دانشجویی و اینترنی، سعادت آن را داشتم که در پیشگاه او شاگردی کنم. برای آنکه بدانید غم از دست دادن چنین استادی چقدر سخت است، بیان یک خاطره شاید لازم باشد. یک روز در دوره‌ای که اینترن جراحی بودم به بخش جراحی رفتم. پرستاران، دانشجویان و کارکنان بخش را فسرده، گریان و نالان دیدم. پرسیدم چرا، مگر چه شده؟ یکی گفت دکتر ستوده‌نژاد حال خوبی ندارد. دیگری با بغض گفت استاد سردرد شدید دارد. احتمال داده‌اند که شاید مننژیت دارد. امروز آنان که عمری در محضر او بوده‌اند یا با او زندگی کرده‌اند، غم آسمانی‌شدن پدر جراحی کرمان را چگونه تحمل خواهند کرد؟ این غزل سعدی شایستۀ آن دانشی‌مَرد است که:

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

*متخصص کودکان و نوزادان