وینگو‌ بگوویچ سر‌مربی گل‌گهر در گفت‌و‌گو با پاسارگاد:

می‌خواهم بمانم 

- امین شول زیدآبادی

دو سال حضور پیرمرد کروات در سیرجان با فراز و فرودهای زیادی رو‌به‌رو بوده است. از نزدیک شدن گل‌گهر به لیگ برتر در فصل گذشته و به عرش رفتن وینگو گرفته تا غرق شدن این تیم در دریای حواشی این فصل و به فرش آمدن پیرمرد! از شعارِ «وینگو  دوستت داریم» تا فریاد «حیا کن، رها کن» هواداران! وینگوبگوویچ هم طعم بهار دل‌انگیز سیرجان و پیروزی‌های شیرین لیگ را چشید و هم پاییز غم انگیز و همراه  با شکست‌های نا‌امید‌کننده‌اش. با او پس از شکست سنگین چهار بر صفر مقابل برق جدید شیراز و پیش از آخرین دیدار تیمش در لیگ به گفت‌و‌گو نشستیم. حالا وینگو هم در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران خبره شده است خوب می‌داند کی قیافه حق به جانب بگیرد و کی مظلوم نمایی کند. او در این مصاحبه فرار رو به جلو را خوب بلد است و هیچ تقصیری را متوجه خود نمی‌داند. خلاصه‌ای از این گفت‌و‌گوی با ترجمه مهدی سالاری پیش روی شماست. 

- از بازی آخر شروع کنیم. شما سه بار از برق شیراز شکست خوردید. یک بار دوستانه قبل از فصل و دو بازی رفت و برگشت.

بازی با برق روز بد ما بود. عیسی پرتو و امین پور‌علی و علیرضا ابراهیمی سه مهره دفاعی و کلیدی ما در این دیدار غایب بودند. دقیقه 13 روی یک اتفاق گل خوردیم. دقیقه 30 ده نفره شدیم. ابتدای نیمه دوم هم داور به اشتباه علیه‌مان پنالتی گرفت. البته بازیکنان به دلیل عدم دریافت به موقع پول‌شان با روحیه‌ای منفی وارد زمین شده بودند. داوری‌ها همیشه علیه ما بوده است. در نیم‌فصل دوم 8 پنالتی علیه ما گرفته شد که 6 تای آن اشتباه داور بوده. درفوتبال ایران دست‌های پشت پرده تعیین‌کننده است و این انگیزه و اعتماد به نفس را از تیم‌ها می‌گیرد. ما در نیم‌فصل دوم 28 امتیاز گرفته‌ایم و با 44 گل زده دومین خط حمله برتر لیگ هستیم. لطفا به نکات مثبت هم توجه کنید و به دنبال نکات منفی نباشید! 

- در اول فصل در جمع خبرنگاران گفته بودید 90 درصد بازیکنانم جذب شده‌اند و مدعی صعود هستیم اما الان هشتم جدول هستید؟

من موظف به حمایت از باشگاه هستم. بازیکنان مورد نظر من جذب نشده بودند. خیلی از بازیکنان من به تیم‌های دیگر رفتند و مجبور شدیم به سراغ سایر بازیکنان برویم. من آدم مغروری هستم که مسئولیت همه‌ چیز را به گردن می‌گیرم و پشت حرفم و باشگاه می‌ایستم. 

- شما گفته بودید صغیری و آوخ را نمی‌خواهم اما در نیم‌فصل دوباره آمدند و خوب هم کار کردند؟

 این‌طور نیست. من به آوخ و صغیری پیغام دادم که شما را می‌خواهم اما اگر روی نیمکت نشستید عصبانی نشوید. صغیری قبول نکرد و رفت و آوخ هم قول داد بماند اما پیشنهاد بهتری دریافت کرد و رفت. در نیم‌فصل احساس کردیم به دردمان می‌خورند و شرایط بازگشت فراهم شد و نتیجه هم داد. 

- گل‌گهر در فصل قبل با سیستم هجومی نتایج خوبی گرفت. چرا امسال تغییر سیستم دادید و به کار تدافعی روی آوردید؟ 

سیستم بازی بر‌اساس بازیکنان موجود تعیین می‌شود. بعضی وقت‌ها دوست داری با یک سیستم بازی کنی اما ابزارش را نداری. نیم‌فصل اول امسال بدترین دوران و نتایج تاریخ مربیگری من بود. هرگز چنین نیم‌فصل بدی را چه داخل و چه خارج از ایران تجربه نکرده بودم. تیم‌های من همیشه مدعی بوده‌اند حتی زمانی که در قطر، امارات و کرواسی بوده‌ام. شخصا از نتایج نیم‌فصل خیلی عصبانی هستم. البته ذهنیت منفی بازیکنان هم تاثیر‌گذار بود. به قول آرسن ونگر موفقیت یک تیم فقط بستگی به مربی ندارد. محیط باشگاه، مدیریت، هواداران و... باید مثبت باشد تا تیم نتیجه بگیرد. حمایت مدیران و باشگاه خیلی مهم است. 

- یعنی مدیران از شما حمایت نمی‌کردند؟ 

چرا. اتفاقا باید از حمایت مهندس تقی‌زاده، مهندس عتیقی، جواهری و بدخشان واقعا سپاسگزاری کنم.  منظور من حمایت مجموعه و محیط‌ باشگاه از کل تیم و بازیکنان است و همه با علاقه از کل تیم حمایت کنند. سال گذشته کسی از ما توقع صعود نداشت اما با کاری که من و همکارانم کردیم و حمایت باشگاه نتایج خوبی رقم خورد اما خودتان می‌دانید فدراسیون علاقه‌ای به صعود گل‌گهر نداشت. نتایج من در باشگاه‌های دیگر هم همین‌طور بود. من همان وینگوی سابق هستم با تجربه بیش‌تر، دانش بیش‌تر و میل و اشتیاق بیش‌تر که دوست دارم کارم را به نحو احسن انجام بدهم اما متاسفانه با یک باخت عملکرد مرا زیر سئوال می‌برند که غیرحرفه‌ای است. 

- قبول دارید در ماجرای دعوای میرزا‌پور و مظاهری بهتر می‌توانستید عمل کنید که تیم وارد حاشیه نشود؟

ببینید! ما پارسال تجربه خوبی با میرزا‌پور، منصور احمدی و حامد اندام داشتیم. امسال تصمیم گرفتیم یک مربی با تجربه لیگ یک نیز به کادر اضافه شود. آقای بدخشان، مرتضی یکه را پیشنهاد داد که متاسفانه در آن زمان شناختی از ایشان نداشتم والا او را انتخاب می‌کردم. میرزا‌پور، وحید مظاهری را پیشنهاد داد و او اضافه شد. بعد از اولین تمرین و قتی دیدم این دو با هم بحث دارند فهمیدم مظاهری به دردمان نمی‌خورد اما به دلیل بیماری ایشان و هزینه‌های درمانش از روی احساس او را نگه داشتیم. بعد از مدتی اختلافات شدید‌تر شد و من در جلسه با مدیران باشگاه گفتم مشکلی با میرزاپور ندارم اما تصمیم باشگاه این بود که میرزاپور و مظاهری با هم  بروند. البته در سه بازی اول خوب نتیجه گرفتیم ولی اختلافات از بازی با استقلال بیرون زد و به تیم سرایت کرد. 

- قبل از بازی چهارم که بازی حساس مس بود شما در هتل کرمان سر‌گرفتن پول از باشگاه عصبانی بوده‌اید و سر و صدا راه انداخته بودید و بازی را هم به همین دلیل باختیم؟ 

نه مشکل خاصی نبود! آن روز، روز بد ما بود. زمین هم خراب بود و تیم تمرکز لازم را نداشت. دلیلش هم بازی هفته بعد با استقلال بود که از 20 روز قبل و بعد از بازی تمام تمرکز مدیریت، بازیکنان، شهر و... روی بازی با استقلال بود. ما نباید در جام حذفی شرکت می‌کردیم اما خواست باشگاه این بود که بازی با استقلال برگزار شود. 

- هنوز هم به کادر فنی شما انتقاد می‌کنند که چرا مربی بدنساز ندارید یا اینکه وینگو پسرش را به عنوان آنالیزور آورده است؟ 

دنیز(پسر وینگو) فقط آنالیزور من نیست. او آنالیزور تیم است و مثلا وقتی که آقای زمانی مربی گلر‌ها عملکرد دروازه‌بان‌ها را می‌خواهد دنیز با آمار و تحلیل آنالیزها را می‌دهد. آنالیزهای دنیز در حد فدراسیون کرواسی است. او تحصیلات دانشگاهی دارد و کارش علمی است. وقتی کسی دنبال بی‌اعتبار کردن دیگران باشد بهانه‌ای پیدا می‌کند. من دو سال اینجا هستم. می‌توانید از پزشک تیم بپرسید که بدنسازی ما چگونه است که حتی یک مورد مصدومیت از نظر همسترینگ که به بدنسازی مربوط است، نداشته‌ایم. در مورد مرتضی یکه و رسول زمانی هم باید بگویم که کارشان را خوب بلدند و کادر فنی گل‌گهر در حال حاضر بهترین و سالم‌ترین کادر فنی لیگ است. اما قبول دارم که به یک فیزیوتراپیست کار‌بلد نیاز داریم که بداند چه نوع تمرینی با بازیکن مصدوم انجام دهد. 

- در مورد سفرهای طولانی و چند‌پروازه شما هم حرف می‌زنند. اینکه شما چند روز قبل سیرجان را ترک می‌کنید و گاها با چند پرواز به شهر میزبان می رسید؟

کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند از علم فیزیولوژیک چیزی نمی دانند. شما موظف هستید جو شهر را مثبت کنید اگر خواهان موفقیت گل‌گهر هستید. حالا هر‌کس می‌خواهد مربی تیم‌تان باشد. در این شهر بعضی‌ها خیلی حسود هستند و به موفقیت افراد در زمینه‌های مختلف حسادت می‌کنند. هیچ جای ایران این‌گونه جوی ندیدم. سفر با اتوبوس تیم را دچار خستگی مفرط می‌کند. یکی از مشکلات ما این است که تیم مدیر رسانه‌یی ندارد که مشکلات ما را پوشش بدهد و به ما کمک کند و نکات مثبت را اطلاع‌رسانی کند. اگر اتفاق بدی هم می‌افتد در خانواده تیم حل شود. در سیرجان همه چیز برعکس است نکات مثبت را نمی‌بینند و نقاط منفی را  بزرگ‌نمایی می‌کنند.

- می‌گویند وینگو ارتباط عاطفی خوبی با بازیکنان برقرار نمی‌کند و همیشه بین او و بازیکنان فاصله است. قبول دارید؟

جالب است که این ویژگی را فقط در استان کرمان به من نسبت می‌دهند. این شیوه من نیست که با بازیکن صمیمی شوم. حریم بازیکن و مربی باید حفظ شود. بازیکن با باشگاه قرارداد دارد و وظیفه‌اش تمرین است و تمکین از دستورات سر‌مربی. فوتبال یک محیط کار است که مربی رییس است و بقیه باید اطاعت کنند. البته خارج از زمین همیشه بحث فرق می‌کند و اتفاقا با بازیکنان ارتباط خوبی دارم و مثل پدر با آن‌ها رفتار می‌کنم. 

- هرگز دیده نشده وینگو مسئولیت شکست را بپذیرد و همیشه به داور و زمین و... اشاره دارد. نظر خودتان چیست؟ 

(با خنده‌ای طعنه‌آمیز) وقتی 8 پنالتی علیه ما گرفته‌اند که 6 تای آن اشتباه بوده چه بگویم. الان چند ماه است که در کنفرانس پایان بازی‌ها شرکت نمی‌کنم. می‌دانید چرا؟ چون نمی‌خواهم بهانه دست کسی بدهم. خبرنگاران فقط به مسایل حاشیه‌ای می‌پردازند در حالی که در اروپا اگر خبرنگاری سئوالی غیر از مسایل فنی بپرسد بلافاصله مربی کنفرانس را ترک می‌کند. 

- فکر می‌کنید فصل بعد در سیرجان باشید؟

منتظر تصمیم باشگاه هستم اما خودم دوست دارم بمانم به این دلیل که کار ناتمامم را تمام کنم..

- فکر می‌کنید بتوانید؟

اگر پتانسل‌ها فراهم شود و جنگ‌های داخلی در سیرجان کنار گذاشته شود و همه در راستای یک هدف حرکت کنند صعود به لیگ برتر دور از دسترس نیست.