چشمه‌های جاری دکتر صادقی را نخشکانید!

- محمد احمدزاده

«هنوز کوچه‌های خاکی و خیابان‌های این شهر کویری، گام‌های مردی با قدم‌های آهسته، از سینه خود منعکس می‌کند، مردی آرام و با روحی به بلندای آسمان به حاشیه کویر مهاجرت می‌کند و در طول نزدیک به نیم‌قرن با حضور عارفانه و عاشقانه خود در میان مردم این دیار طبابت را، انسانیت را و انسان‌زیستن را معنا می‌کند. عشق و عطش مردم به دکتر صادقی همچون عطش و نیاز کویر به باران است» (قلبی دریایی در عطشان کویر نوشته ایراندخت رضایی) 

مرحوم دکتر صادقی در سال 1301 شمسی در لنگرود به دنیا آمده و در سال 1331 راهی این دیار می‌شود و درب چوبی خانه‌اش از روزی که دکتر وارد آن شد تا روز وداع، شب و روز به روی همگان باز بود. نسخه‌هایش را معمولا روی کاغذهای کوچکی می‌نوشت و از بیماران مستمند وجهی نمی‌گرفت و گاه با امضا ویژه‌ای پشت نسخه، آن‌ها را به داروخانه طرف قرارداد خود می‌فرستاد تا هزینه دارو را نیز از بیمار فقیرش نگیرند و به حساب دکتر صادقی بگذارند. دکتر صادقی سال‌ها رییس بهداری شهر بود و ایراندخت رضایی در کتاب خویش بیزاری از دروغ و تملق را از خصوصیات بارز دکتر صادقی می‌داند: «همواره افرادی هستند که بهترین کاربرد زبان‌شان تملق و چاپلوسی و دروغ است. هر زمان که این‌گونه افراد اطراف دکتر جمع می‌شدند به آن‌ها اجازه صحبت و ارایه اطلاعات غلط نمی‌داد.» آن مرحوم از تعریف و تمجید و چاپلوسی اطرافیان فراری بود و کار برای رضای خدا را سر‌لوحه اعمال خویش داشت و نهایتا پس از سال‌ها خدمت بی‌ریا و بی‌منت به مردم در هشتم اردیبهشت 1369 دار فانی را وداع گفت. خانم ناهید امیر‌پور که در آخرین لحظات درون آمبولانس تا کرمان همراه و تیمارگر جسم نیمه‌جان دکتر بوده است، بخشی از خاطرات آن لحظه‌های تلخ را در کتاب «قلبی دریایی در عطشان کویر» درج کرده است. قدر‌شناسی مردم سیرجان از پیکر بیجان دکتر صادقی مثال‌زدنی است. پیکر آن مرحوم از مشعل گاز که آن زمان ابتدای شهر بود، تا بیمارستان امام رضا(ع) بر روی دست مردم عزادار تشییع شد. دکتر در زمان حیات خویش موقوفات زیادی را در سیرجان و لنگرود به عنوان باقیات صالحات به یادگار گذاشت که مهم‌ترین آن احداث و وقف بیمارستان امام رضا(ع) در یکی از محروم‌ترین مناطق سیرجان برای مردم محروم و حاشیه‌ای شهر است. امروزه به جز قسمت محدودی مربوط به بخش اعصاب و روان و کلینیک تازه احداث شده از سوی خانواده مرحوم حسینی، دیگر هیچ نوع خدمت درمانی در این محل انجام نشده و به زبانی دیگر «چشمه جاری» دکتر صادقی در حال خشک شدن است! 

امروزه و پس از محروم شدن مناطق حاشیه‌ای و محروم شهر از باسفهرجان و بدرآباد گرفته تا آباده و دهیادگار و مکی‌آباد از خدمات درمانی بیمارستان و یادگار فداکاری‌های دکتر صادقی همگی در مقابل این کوتاهی و قصور، سکوت کرده‌اند. شهر رو به توسعه ما قطعا نیاز به سه بیمارستان دارد و می‌توان در عین داشتن بیمارستان جدید فکری به حال مناطق حاشیه‌ای و محروم کرده و مسئولان، یادگار جاودان مرحوم دکتر صادقی را احیا و به چرخه‌ی درمان شهر بازگردانند.