سواد رسانه‌ای

- مجید یاراحمدی

امروزه شهروندان علاوه بر آمادگی برای حضور در یک جامعه ملی، نیازمند آماده‌سازی خود برای زندگی در جامعه جهانی نیز هستند. در جامعه جهان امروز  کتاب، روزنامه، مجلّه، عکس، فیلم، فضای مجازی اینترنت، تلویزیون، ماهواره و... بیش از هر چیز دیگری به ذهنیت و افکار مردم شکل می‌دهند و با توجه به پیشرفت و توسعه روزافزون اطلاعات و ارتباطات، رسانه‌ها و فضای مجازی نقش اساسی و پررنگی در زندگی خانواده‌ها خصوصا نوجوانان و جوانان دارند. از آنجایی که فضای مجازی گستره وسیعی از ابعاد زندگی اعم از قرارگذاشتن با دوستان و خانواده،کاریابی، آموزش و یادگیری و... را در برگرفته، آشنایی با فرصت‌ها و تهدیدهای این پدیده به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. همانطور که استفاده از هر ابزاری مستلزم برخورداری از دانش مرتبط با آن است، لازمه استفاده صحیح از فضای مجازی برخورداری از سواد رسانه‌ای به عنوان ابزاری برای شناخت و درک تهدیدهای ناشی از این فضا و فرصت‌های موجود در آن است.

سواد رسانه‌ای در سطح جهان بحث تازه‌ای نیست و تاریخچه پیدایش آن به سال 5691 باز می‌گردد آن زمان که مارشال مک لوهان اولین بار در کتاب خود تحت عنوان «درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی انسان» از واژه سواد رسانه‌ای استفاده کرد و نوشت: زمانی که دهکده جهانی تحقق یابد لازم است، انسان‌ها به سواد جدیدی به نام سواد رسانه‌‌ای دست یابند. در کشور ما نیز حدود یک دهه از عمر سواد رسانه‌ای می‌گذرد و به جز چند مقاله و چند کتاب معدود در این زمینه اثر تألیفی دیگری را نمی‌توان یافت. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای جهان سواد رسانه‌ای به صورت رسمی از طرف نظام آموزش و پرورش آنها پذیرفته شده و جزو برنامه‌های درسی مدارس گنجانده شده است. سواد رسانه‌ای یعنی استفاده از رسانه‌ها با توجه به پیام‌های ارایه‌شده از سوی آنها و این که پیام‌ها چه رسالتی برای مخاطب خود دارند. به عبارت دیگر سواد رسانه‌ای یعنی؛ هوشیاری مخاطب در ارتباط با رسانه و آگاهی وی از اینکه چه پیامی با چه هدفی و با چه موقعیتی به وی ارایه می‌شود تا وی بتواند تفسیری درست از برنامه‌های مختلف رسانه‌ها ارایه کند. این که از بین اطلاعات ارایه شده از رسانه‌ها چه چیزهایی را انتخاب کنیم و چه چیزهایی را کنار بگذاریم، مستلزم دستیابی به سطح معقولی از مهارت‌ها و دانش‌ها و آگاهی به چهارچوب‌های تفکر انتقادی است. چرا که متفکر انتقادی به جای پذیرفتن عقاید و فرضیات، آنها را با دقت مورد سئوال و بررسی قرار می‌دهد و سعی می‌کند آنها را به صورت روش‌مند تحلیل کند. تفکر انتقادی مستلزم این است که از توانایی استدلال‌تان استفاده کنید. به این معنی که یک آموزنده‌ی فعال باشید، نه کسی که فقط اطلاعات را منفعلانه دریافت می‌کند. و در نهایت سواد رسانه‌ای علمی است  که بر پایه آن بتوان رابطه فعال‌تری را در خصوص رسانه‌ها در پیش گرفت و از حالت انفعالی و یک‌سویه نسبت به رسانه خارج شد. باید دقت که صرفا انتقاد کردن از رسانه‌ها سواد رسانه‌ای نیست ولی سواد رسانه‌ای اغلب انتقاد کردن به رسانه‌ها را شامل می‌شود. توجه به یک پیام رسانه‌ای و تجزیه و تحلیل آن فقط از یک زاویه دید، سواد رسانه‌ای نیست. زیرا پیام‌های رسانه‌ای باید از زوایا و موقعیت‌های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گیرد. سواد رسانه‌ای به معنای تماشا کردن نیست بلکه به معنی توجه کردن، با دقت نگاه کردن و انتقادی فکرکردن است. برای داشتن سواد رسانه‌ای ما بایستی در ابعاد گوناگون اطلاعات کسب کنیم و دانش و مهارت تجزیه و تحلیل خود را افزایش دهیم. این ابعاد عبارتند از: بعد شناختی، بعد احساسی، بعد زیباشناختی و بعد اخلاقی. بعد شناختی فرد را ملزم می‌کند ساختار دانش خویش را گسترش دهد. کسب دانش لازم درباره یک موضوع از طریق منابع متعدد رسانه‌ای و دنیای واقعی انجام می‌شود. 

در بعد احساسی، کنترل عواطف و احساسات، در برابر پیام‌های رسانه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. بعد زیباشناختی کمک به داوری و قضاوت درباره پیام و نحوه تدوین، ویراستاری، نورپردازی، بازیگردانی، صفحه‌آرایی و... است و همچنین در این بعد، افراد به نحوه دستکاری‌ها و ترفندهای هنری آگاهی می‌یابند. بعد اخلاقی سواد رسانه‌ای قضاوت درباره ارزش‌هاست. امروزه رسانه‌ها گاهی مرزهای اخلاقی را زایل و الگوهای جدیدی از کنش و رفتار ارایه می‌دهند. بعد اخلاقی، تمیز میان درستی‌ها و نادرستی‌هاست. سواد رسانه‌ای از این منظر، مدیریت و کاهش اثرات سوء رسانه‌هاست. در نهایت و در کلام آخر برای مواجهه فعال و خلاق در عصر ارتباطات، تنها سه راهکار پیش رو داریم: بدبین باشیم، یا خوشبین، و یا واقعبین باشیم. در رویکرد خوشبینانه؛ فرد برداشتی جز فرصت و مزیت از رسانه ندارد و استفاده‌های بی‌محدودیت از آن می‌کند. فرد در چنین شرایطی کاملا وضعیتی منفعل دارد و رسانه او را شکل می‌دهد. نقطه مقابل این نگاه را رویکرد بدبین می‌دانیم که در آن تصور فرد از رسانه تهدید محور است و با سیاست هراسان‌سازی، دیگران را نیز از استفاده از رسانه منع می‌کند. راهکار سوم و منظور اصلی سواد رسانه‌ای را رویکرد واقع‌بین می‌دانیم که فرد با آگاهی نسبت به مزایا و تهدیدات رسانه، با سیاست برنامه‌ریزانه به استفاده مشروع و معقول از رسانه روی می‌آورد.