دوشنبه, 26 آذر 1397

هفته‌نامه شماره 541:  26 آذر 1397

گزارش پاسارگاد از مشکل بی‌آبی روستای برج‌آباد

تشنه روی دریای آب

- زهرا خواجویی‌نژاد

هنوز یکی‌دوساعت تا ظهر مانده است و آفتاب داغ اولین روزهای تیرماه بی‌رحمانه می‌تابد، باد داغ آنچنان سیلی به صورت می‌زند که ترجیح می‌دهم سرم پایین باشد. هنوز ساعت به 11 نرسیده است که مرد جوان گوسفندانش را از چراگاه آورده است، لب‌هایش خشکیده است آنقدر که توان حرف زدن با ما را ندارد. گوسفندانش لاغرتر از حدی است که می‌شود تصور کرد، گوسفندان سریع به سمت آغل می‌روند اما مخزن آب خالی است و صدای بع‌بع‌شان بلند می‌شود، پارچ‌های آب خالی هستند و قطره‌ای آب ندارد، عبدالله به سمت تانکر آب وسط روستا می‌رود اما یک قطره آب هم درونش نیست و باید با این خستگی راه موتورآبی که در نزدیکی روستاست را در پیش بگیرد.

اینجا روستای برج‌آباد است، روستایی در حوالی شهرک صنعتی شماره یک، مردمان این روستا از زمانی که یاد می‌دهند آب نداشته‌اند. هیچ‌گاه طعم آب لوله‌کشی را نچشیده‌اند و همیشه در حسرت یک قطره آب بوده‌اند، به این امید که در آینده وضع‌شان بهتر می‌شود اما هرچه گذشت وضعیت بدتر شد. قدیم‌ها حداقل رودخانه‌ای از روستا می‌گذشت که به سد تنگوییه می‌رسید و مردم به راحتی از آب رودخانه استفاده می‌کردند، اما بعد از احداث سد تنگوییه، راه رودخانه را هم بستند و از آن وقت دیگر رد پای آب در این روستا ناپدید شد. مردم روستا از آن سال به بعد آب مصرفی‌شان را با دبه از سیرجان، شهرک صنعتی یا موتورهای آب اطراف تامین می‌کنند. 

- روستای بی‌آبی در محاصره چند موتور آب

برای رفتن به برج‌آباد باید به انتهای شهرک صنعتی رفت. بعد از گذر از پل‌هوایی چند متری که جلو می‌رویم سمت چپ راهی خاکی وجود دارد که به دلیل گذر زیاد تانکرهای آب پیدا کردنش دشوار نیست. وارد خاکی که می‌شویم آنقدر کامیون‌های حمل آب رد می‌شوند که تعجب می‌کنم.سمت راست و چپ جاده چند موتور آب وجود دارد و تانکرها یکی پس دیگری مخزن‌شان را پر از آب می‌کنند و می‌روند. وارد روستا که می‌شویم زنی با دو دخترش در حال شستن ظرف هستند آن هم با یک پارچ آب . او می‌گوید:«این روستا اصلا آب ندارد» او اشاره‌ای به دبه‌های آب می‌کند و می‌گوید:«مدام تو این پارچ‌ها آب میاوریم اصلا آب نیست. اینجوری زندگی‌کردن  خیلی دشوار است. در این روستا خانواده‌های زیادی زندگی می‌کنند، اما دولت هنوز بعد از این همه سال به ما آب نداده است.».می‌پرسم از کجا آب می‌آورید؛«گاهی تانکر عشایری برای‌مان آب می‌آورد، گاهی می‌رویم از موتور آبی که کمی جلوتر است می‌آوریم، گاهی از شهر آب می‌آوریم» او ادامه می‌دهد؛«هر دو سه هفته‌ای یکبار، اداره عشایری برای ما یک تانکر آب می‌آورد که این مقدار آب برای این همه خانواده خیلی کم است.» جلوتر می‌روم همسایه کناری‌شان یک پیرزن است که در حال کوبیدن بنه کوهی‌ست، می‌گوید:«ما در این روستا یک قطره آب نداریم، مردم اینجا بیشتر عشایر هستند و گوسفند دارند. وقتی آب نباشد به بدبختی به گوسفندان‌مان آب می‌دهیم. چند چاه نزدیک روستا وجود دارد اما یک قطره‌اش به ما نمی‌رسد.» به گفته‌ی او:« اول انقلاب برای همه‌ی ما پروانه صادر کردند و ما هم همین‌جا ماندگار شدیم. گفتیم بالاخره یک روزی برای‌مان آب می‌آورند، اما هی روز به روز بدتر شد». وی افزود؛« در حال حاضر تو 20 لیتری‌ آب می‌آوریم، و گاهی لوش می‌گیرد و ما از سر اجبار می‌خوریم. عمرمان تمام شد و هیچ لذتی از آن نبردیم». به سمت منبع بزرگ آب دروسط روستا می‌رویم. در منبع را برمی‌دارم یک قطره آب هم داخلش نیست. زنی که آن حوالی زندگی می‌کند می‌گوید؛«می‌گویند این روستا روی زون آب قرار دارد، در حالی که 100 سال مردم اینجا زندگی می‌کردند و اگر می‌خواست، تا الان مشکلی برای زون آب پیش آمده بود». چرا با این سختی اینجا ماندگار شدید؟ «چیکار کنم، شوهرم گوسفند دارد و از اول همین‌جا بود». هیچ منبع درآمدی به جز دامداری دارید؟ «کل درآمدمان از طریق همین چندتا گوسفند تامین می‌شودکه امسال هم با این خشکسالی وضع گوسفندها اصلا خوب نیست و به سختی،  بدبختی، گشنگی زندگی می‌کنیم، اگر یارانه نبود که اصلا نمی‌توانستیم زندگی کنیم، ما برق داریم اما آب نداریم». 

زن میانسالی که پایش را بسته است و در راه رفتن مشکل دارد، می‌گوید: «مشکل بزرگ ما بی‌آبی‌ست. مجبوریم با فرغون یا موتور برویم سر چا‌ه‌ها و آب بیاوریم. باید چندبار  به اداره عشایری زنگ بزنی تا آب بیاورند. الان چندین روز است تانکر خالی است و مردم می‌روند از موتورهای اطراف آب می‌آورند.» او اشاره‌ای به پایش می‌کند و می‌گوید؛«‌اینقد آب حمل کردیم که دیسک گرفتیم. هرچه پیش مسئولان می‌رویم گوش هیچ‌کدام بدهکار نیست انگار ما جزو این شهر نیستیم، ما حتی کرمان رفتیم استاندار موافقت کرد اما مسئولان سیرجان همکاری نمی‌کنند.»جلوتر می‌رویم درحیاط خانه‌ای دو سه گوسفند در اثر تشنگی در حال جان دادن هستند، و گوشه‌ای افتاده‌اند، صاحب‌شان می‌گوید:« گوسفندان را به اداره دامپزشکی نشان دادیم مشکل‌شان جگرشان است، و دکتر گفت مشکل فقط به خاطر آب آلوده‌ای است که دام‌ها مصرف می‌کنند.»

نوشاد پرویزی رییس شورای روستای برج‌آباد می‌گوید:«این روستا آب ندارند و هر دو سه هفته‌ای یکبار اداره عشایری برای‌مان آب می‌آورد. الان سه روز است آب تانکر تمام شده است. چون تعداد روستاها زیاد است،دیر به دیر می‌آیند» به گفته‌ی پرویزی نزدیک 3 هزار دام در این روستا وجود دارد؛«دام‌های زیادی به دلیل بی‌آبی تلف شدند»او به آبراه کثیف وسط روستا اشاره می‌کند و می‌گوید؛«گوسفند به دلیل شدت تشنگی این آب کثیف را می‌خورد و بیمار می‌شود. خودتان شاهد هستید کمتر از یک کیلومتر از روستا موتور آب وجود دارد ، 100 متر آن طرف‌تر لوله آب اصلی شهر دارد می‌گذرد ولی ما آب نداریم. می‌گویند روی زون آب قرار دارید. در حالی که این روستا 100 سال قدمت دارد.» او با اشاره به اینکه این روستا یکسال است که شورا دارد، می‌گوید:«اینجا فقط شورا دارد اما دهیار ندارد. در این مدت نامه‌نگاری‌های زیادی کردیم، استانداری رفتیم، ولی مساله زون آب را بهانه کردند.» چند روز یکبار اگر تانکر را پر کنند مشکل آب روستا حل می‌شود؟ « ظرفیت این منبع 12 هزار لیتر است. اگر خیلی صرفه‌جویی کنند دو روز آبش می‌رود. اگر به گوسفندان آب بدهیم یک روزه آبش تمام می‌شود. با این وضعیت به زودی خیلی از روستاییان مجبور به مهاجرت هستند.». او از مسئولان گلایه دارد؛« مسئولان گفتند این اراضی ملی است و شما تصرف کردید، وقتی ما دامدار هستیم و سال‌هاست اینجا هستیم چه چیزی را تصرف کردیم، این ساختمان‌های خشت و گلی که می‌بینید حداقل مربوط به 50 سال پیش است.کدام تصرف؟ تصرف یک گردن کلفت می‌کند که 3-4 هزار هکتار حصار می‌کشد و بعد صاحبش می‌شود، نه ماهایی که از اول عمرمان همین‌جا متولد و بزرگ شدیم».او با بیان اینکه شما خودتان در سیرجان وقتی یک لحظه آب قطع می‌شود چقدر دچار مشکل می‌شوید، می‌گوید؛«مردم اینجا اگر آب باشد هفته‌ای یکبار حمام می‌روند و اگر نباشد ماهی یکبار می‌روند.». پیرمردی آن حوالی در سایه‌ای نشسته است و می‌گوید؛«این گوسفندان را نگاه کنید این‌ها باید تشنه بخوابند تا ساعت 3-4 بعدظهر، 4 بعد‌ازظهر می‌بریم‌شان سر موتورهای آب یک چکه آب گل‌آلود گیرشان بیاید بخورند، گاهی هم گیرشان نمی‌آید. »

رییس شورا باز ادامه می‌دهد؛«می‌گویند از دامدار حمایت کنید کو حمایت؟!در این روستا مردم فقط شغل‌شان دامداری است. برای همین گوسفندان اینجا ماندند وگرنه می‌رفتند. الان آب نیست که گوسفندان را بشوریم و پشم‌شان را بچینیم.» به گفته‌ی او؛«واقعا شرمندگی دارد لوله آب از کنارت رد شود اما لب مردمان‌مان خشک باشد. ما سال 57-58  پروانه گرفتیم، الان شهرک صنعتی، شهرک برق همه روی زون آب قرار دارد. چرا به آن‌ها گیر نمی‌دهند. من رفتم با استاندار حرف زدم آقای رزم‌حسینی گفت با سپتیک مشکل‌تان حل می‌شود، الان اغلب خانه‌ها هم برای فاضلاب‌شان سپتیک زدند، که فاضلاب به زمین نفوذ نکند، مسئولان اینجا اما مشکل‌مان را حل نمی‌کنند. می‌گویند استاندار برای خودش می‌گوید». او سپتیکی که با بتن و ایزوگام ساخته است را نشان می‌دهد؛«‌فاضلاب که پر شود تخلیه‌اش می‌کنندو می‌برند جای دیگری خالی می‌کنند و فاضلاب به زمین نفوذ نمی‌کند و به زون آب آسیب نمی‌رساند.».به گفته‌ی او مسئولان پیشنهاد جابه‌جایی روستا را داده‌اند اما این همه خانواده چگونه جابه‌جا شود؛ «‌الان 30 تا خانواده در این روستا ساکن است، بخواهند جابه‌جا شوند چقدر هزینه و درگیری دارد. آدم‌هایی که کل درآمدشان از طریق دامداری می‌چرخد چگونه جابه‌جا شوند. با این همه هزینه چگونه دوباره خانه بسازنند».

- تا به حال برای آبرسانی به این روستا هیچ کاری انجام نداده‌ایم

رییس اداره آب و فاضلاب روستایی با صراحت می‌گوید تا به حال برای آبرسانی به این روستا هیچ کاری انجام نداده‌اند. او در توضیح دلیلش می‌گوید: «چون این‌ها روی زون آب شرب شهر قرار دارند و زمین‌های‌شان مال منابع ملی هستند و غیرقانونی آمدند در این روستا ساکن شدند. سه سال پیش در کمیته حفاظت از منابع آب و مبارزه با حاشیه‌نشینی مصوب شد که به این روستا خدمات ندهند. قرار شد اکیپی اعم از فرمانداری، منابع‌طبیعی، جهادکشاورزی، بنیاد مسکن بروند یک جای جدیدی برای شان تعیین کنند که اگر به توافق رسیدند آن زمان ما به آن‌ها خدمات آب می‌دهیم.» احمدی‌پور می‌گوید: « معاون فرماندار چند روز پیش دستور داد زودتر بروند تعیین تکلیف کنند. وقتی فاضلاب‌شان کل شهر سیرجان را تهدید می‌کنند، به نظر شما بهتر نیست یک روستایی جابه‌جا شود؟اگر قرار باشد آلودگی وارد چاه‌ها کند تمام شهر سیرجان آلوده می‌شوند و کل شهر مشکل پیدا می‌کنند». 

- محیط‌زیست  مخالف نیست

رییس اداره محیط‌زیست اما نظر دیگری دارد؛«ما کامل در جریان مشکلات این روستا هستیم. چند وقت پیش  اداره آب و فاضلاب روستایی برای حفر یک حلقه چاه از ما استعلام گرفت. ما آمدیم گفتیم اصلا این به ما ارتباطی ندارد، شما طبق قانون باید برای‌شان چاه حفر کنید، لوله‌کشی کنید، گفتند این‌ها غیر قانونی هستند و روی زون آب شرب شهر قرار دارند و محیط‌زیست باید جلوی این کار را بگیرد، وقتی گفتند غیرقانونی هستند ما از اداره بنیادمسکن استعلام گرفتیم، بنیاد مسکن گفت این‌ها دارای کد آبادی هستند، یعنی روستا محسوب می‌شوند، وقتی روستا محسوب می‌شوند باید به آن‌ها آب بدهند». محمود علیرضایی با بیان اینکه می‌خواستند تقصیر را گردن محیط‌زیست بیاندازند، اذعان داشت؛«می‌خواستند بگویند محیط‌زیست مخالف است ما آب نمی‌دهیم که ما گفتیم محیط‌زیست مخالف نیست.الان روستای اسحاق‌آباد که خیلی هم بزرگ است کلا روی زون آب شرب قرار دارد، گفتیم چون سکونت‌گاه قانونی محسوب می‌شود وزارت نیرو می‌تواند به آن‌ها آب بدهد.» از نظر او محیط‌زیست فقط در صورتی که قرار بود سکونت‌گاه جدید احداث شود مخالفت می‌کرد؛«الان شهرک برق هم همین مشکل را دارد. من هم در جواب نامه اداره آب و فاضلاب نوشتم این روستا قانونی است و کد آبادی دارد و مشکلی برای حفر چاه ندارد». 

- تنها راهکار جابه‌جایی روستاست

محسن آرش معاون عمرانی فرماندار با بیان اینکه روستای برج‌آباد یک روستای عشایری است، می‌گوید: این روستا در محدوده‌ی زون آب شرب شهر قرار دارد و و فاضلاب این روستا دقیقا 400 متر تا آب شرب شهر سیرجان فاصله دارد، در محدوده زون آب شرب شهر سیرجان 27 حلقه آب شرب قرار دارد و این روستا هم در این زون واقع شده است. آرش می‌گوید:« اینجا مرتع مردمان این روستا بوده است، ما الان هم مشکلی برای داشتن مرتع آن‌ها نداریم، اما بحث قرار گرفتن این روستای روی زون آب شرب و ساخت‌و‌ساز غیرقانونی است». از نظر او موضوع زون آب شرب بسیار مهم است؛« ما به هیچ وجه نمی‌توانیم به عنوان متولی شورای حفظ منابع آب شهرستان اجازه دهیم ساخت و ساز مسکونی  در این محدوده شکل بگیرد». به گفته‌ی آرش در کارگروه ساماندهی حاشیه‌نشینی و مقابله با زمین‌خواری مطرح شد این روستا کاملا در پلاک ملی واقع شده و مردم آنجا مالکیتی ندارند، اراضی ملی هم متولی‌اش راه و شهرسازی است و ما نمی‌توانیم در اراضی ملی اجازه ساخت و ساز بدهیم. وی افزود: ما برای‌شان راهکار داریم در محدوده مرتع‌شان هرجایی را که خودشان تمایل داشته باشند به شرط آنکه خارج از زون آب باشد زمینی را جانمایی کنند بنیاد مسکن به عنوان متولی زمین را تملک و به اهالی واگذار می‌کند تا روستا قانونی شکل بگیرد و خدمات‌رسانی خود به خود شکل می‌گیرد. او در جواب ادعای مردم مبنی بر داشتن پروانه می‌گوید:« آن‌ها پروانه‌ی چرا دارند، منابع‌طبیعی پروانه چرا به همه عشایر می‌دهد، این پروانه دام است نه سند مالکیت، عشایر اشتباه‌شان این است که فکر می‌کنند پروانه دام سند مالکیت است، آن‌ها براساس پروانه چرا یک متر حق مالکیت ندارند. حتی روی زمین نمی‌توانند کشت داشته باشند فقط چرای دام. دقیقا در روستای قلی‌رضایی هم همین مشکل را داریم». آرش در جواب این سوال اگر روستا مشکل دارد چرا برای‌شان برق آورده‌اند و چرا روستا کد آبادی و شورا دارد، گفت: این‌ها در سال‌های قبل اتفاق افتاده است و من دلیلش را نمی‌دانم.  او در مورد زدن سپتیک و حل شدن مشکل فاضلاب هم گفت: «به این راحتی نمی‌توان این مشکل را حل کرد حالا زون آب را حل کردند مشکل اراضی ملی را چگونه حل می‌کنند». وقتی می‌پرسم این افراد عشایرند و بنیه مالی برای ساخت مجدد را ندارند می‌گوید؛«کی گفته آن‌ها اینجا بسازند، اگر خلافی شکل گرفت ما که نمی‌توانیم به کار خلاف شکل قانونی بدهیم. ما به آن‌ها زمین و تسهیلات بنیاد مسکن می‌دهیم بسازند و دادن خدمات عمومی منوط بر تصویب طرح هادی روستاست. تنها راهکار جابه‌جایی آن‌هاست. اگر مقاومت کنند و جابه‌جا نشوند هم‌چنان عشایر می‌مانند و آبرسانی سیار خواهند داشت». 

- تانکرها احتمالا آب را برای صنعت می‌برند

رییس اداره آبیاری با بیان اینکه چاه‌هایی که آن اطراف هستند همه چاه آب شرب شهر است می‌گوید:«در حال حاضر در حال حفر و اجرای خط لوله انتقال آب هستیم، قرار است با لوله‌هایی که کار گذاشته می‌شود  آب را از چاه‌ها به تصفیه‌خانه سد تنگوییه ببریم و آنجا آرسنیک‌زدایی شود و سپس آب وارد لوله‌های آب شهر شود و انشااله تا پایان سال خط انتقال اجرا خواهد شد». محسن اسدی در جواب این سوال که اگر چاه آب شرب هستند این همه تانکر آب، آب را کجا می‌برند، می‌گوید: احتمالا برای صنعت می‌برند.  اداره آبیاری فقط مجوز بهره‌برداری می‌دهد و چاه‌ها در اختیار آب و فاضلاب است و حق استفاده با آن‌هاست.

- آب را برای مصرف بهداشتی می‌فروشیم

رییس اداره آب و فاضلاب شهری هم می‌گوید تمام چاه‌های آب آن منطقه زیر نظر اداره آب و فاضلاب شهری است. میرشاهی در جواب این سوال این همه تانکر آب که از آنجا عبور می‌کنند آب را کجا می‌برند می‌گوید:« تانکر زیادی نمی‌رود فقط یک حلقه چاه برای استفاده تانکری وجود دارد که برای استفاده بهداشتی است». شرکت‌ها گل‌گهر؟«همه‌ی شرکت‌ها برای استفاده بهداشتی آب می‌برند» در ازایش چقد پول می‌گیرید؛«بصورت حواله‌ای است و طبق دستورالعمل به ازای هر مترمکعب آب را می‌فروشیم» او از توضیحات بیشتر در این زمینه خودداری کرد و به بهانه داشتن جلسه تلفن را قطع کرد.