لذت تماشا
- رضا مسلميزاده
هفتهي پيش در لحظاتي که نشريه آخرين صفحاتش را براي ارسال به چاپخانه آماده ميکرد، هنوز تکليف اسکار  مشخص نبود و ميپرسيديم آيا همايِ بخت بار ديگر بر تاج سينمايِ نجيب ايران خواهد نشست؟ خوشبختانه چنين شد و ايران و ايرانيان بار ديگر در لذتي غرورآفرين با اصغر فرهادي شريک شدند. بماند که گروهي از هموطنانمان هم همچون دورهي پيشين به اين جايزه روي خوش نشان ندادند. خبر جايزهي اسکار که رسيد ناخودآگاه خاطرم به شهاب مرادي کشيد و شب سال تحويلي که احسان عليخاني در شبکهي دو بزمي آراسته بود که لحظهي طلايي تحويل سال آن، شايد از روي تصادف، نصيب شهاب مرادي شده بود. اين روحاني خوش سر و زبان وقتي که به لباس احسان عليخاني لبخند زد و عليخاني را ياد اسکار و فرهادي انداخت، عليخاني از او خواست که جايزهي اسکار را به فرهادي تبريک بگويد اما شيخشهاب مرادي چنين نکرد ودر عوض گفت: «اسکار براي من اتفاق مهمي نيست.کلا چيزي را که امريکاييها ميپسندن، من نميپسندم...» و سپس مبالغي دشمني با امريکاييها را به سخنش افزود و...
درک تلخکامي تفکري که شهاب مرادي هم در آن زمره است، چندان دشوار نيست. آنها اگر همين جايزه را روزي به امثال شمقدري و طالبزاده و مرحوم سلحشور ميدادند، لابد از فتح لانهي کفر چنان داد سخن ميدادند که احمدينژاد و طرفدارانش از فتحالفتوح سخنان شجاعانه دکتر در دانشگاه برکلي بر خود ميبالند. اما چون فرهاد همپالکي ايشان نيست، گناهش همين بس است.
قسمت اين بود تا پنج سال بگذرد و پاسخ بدان سخنان را در بيانيهي دومين اسکار از زبان خود فرهادي بشنويم: «تقسيمبندي جهان به ما و دشمنان ما توسط سياستمداران افراطي، باعث ترس ميشود. ترسي که توجيهيست دروغين براي خشونتها و جنگها. جنگهايي که مانع بزرگي بودهاند براي رسيدن به دموکراسي و رعايت حقوق بشر در کشورهايي که مورد تهاجم واقع شدهاند». و اين چنين است که دومين اسکار طعم شيرينتري دارد. بگذار که شهاب مراديها هم با کماهميت جلوهدادن آن دلخوش باشند بدين مقدار!
اما تلخکامان برنده شدن فرهادي در اسکار امسال همچون دور پيشين فقط مراديها و فراستيها نبودند. گروهي از سينماگران و منتقدانِ با ظاهر موجه و پزِ روشنفکري هم اين جايزه را حاصل سياسيکاري ميدانند و چنان جانب رقيب آلماني فرهادي را در اسکار ميگيرند که انگار اين بار هم لابي شمقدري کارگر افتاده و حق آن کارگردان مظلوم آلماني را خوردهاند.
گيرم که ماجرا به همين قسم که ايشان ميانديشند و ميگويند باشد. اصغر فرهادي چه گناهي مرتکب شده اگر که رفتار ضدانساني ترامپ، عمدهي 6500 نفر رايدهندهي آکادمي اسکار را به جانب فروشنده معطوف گردانده و آنها تشخيص دادهاند که در مقطع حساس کنونيِ ينگه دنيا از ايران و ايراني حمايت کنند.
چرا نميخواهيم جهان را منطقيتر ببينيم و بپذيريم که اعضاي آکادمي اسکار همانند ساير انسانها، در برابر حوادث دور و برشان واکنشهاي عقيدتي، سياسي، احساسي و... دارند و اولين بار نيست که هنرمندي را نه صرفا به دلايل هنري که با توجه به جميع جهات برميکشند. من آن فيلم آلمانيِ رقيب فروشنده را نديدهام و اصلا قضاوت و مقايسهيي ميان اين دو ندارم. اما لذتي که از ديدن فروشنده در جانم نشسته چندان عميق و شيرين است که افتخار بينندگي اين شاهکار سينمايي برايم کافيست. اي کاش عينک شهاب مراديها اجازه ميداد آنها هم در اين لذت با ما شريک ميشدند. و هشدار از حسد! هيولاي چشمسبزي که صيد خويش را با قهقهه ميخورد!