دوشنبه, 30 مهر 1397

هفته‌نامه شماره 533: 30 مهر 1397

مشروطه صغیر

- رضا مسلمی‌زاده

صدودوازده سال پیش در سیزدهم مردادماه، مظفرالدین‌شاه قاجار به امضای فرمانی تن سپرد که بدون شک نقطه‌ی عطفی مهم و آغازگر راهی عزیز در پیش پای ملت بزرگ ایران است. صدور فرمان مشروطه را می‌توان و باید به عنوان بزرگ‌ترین عید ملی ایرانیان به جشن و سرور برخاست. مشروطه آغاز ایران نوین است و می‌توان تمام خیزش‌های بعدی از قیام سی‌تیر، انقلاب بهمن تا حماسه‌ی دوم خرداد را در پرتو تداوم آن تعریف کرد.

آنان که به تاریخ معاصر ایران نگاهی انداخته‌اند، لابد به خاطر دارند که عمر مظفرالدین‌شاه چندان نپایید و چون حکومت را به محمدعلی‌میرزای قاجار سپرد، این پادشاه مستبد به برچیدن بساط مشروطه همت گماشت و مجلس را به توپ بست و به قتل و حبس آزادیخواهان پرداخت که از قضا مشهورترین کشته‌ی او میرزا جهانگیرخان شیرازی بود که در باغشاه در حضور شاه به قتل رسید. جهانگیرخان از اهالی مطبوعات بود و نامش با روزنامه‌اش پیوند خورده است چندان‌که او را جهانگیرخان صوراسرافیل می‌شناسند. حضور این «شمع مرده»‌ی اهل مطبوعات نماد و تمثیلی از تنگناهای جامعه‌ی روزنامه‌نگاری ایران است که در خط مقدم شهادت برای آزادیخواهی قرار دارند و شاید اتفاقی نباشد که جشن انقلاب مشروطه با 3 روز اختلاف به روز خبرنگار پیوند می‌خورد.

دوران حکومت محمدعلی‌شاه چندان نپایید که شب را سحر کند و از همین رو دوران کوتاه او را در مسند پادشاهی «استبداد صغیر» نامیده‌اند، لابد در برابر «استبداد کبیر»ی که تاریخ پیش از مشروطه را به خود اختصاص داده است و پس از مشروطه نیز دست از این ملک نشست و در قامتی نو تجدید فراش فرمود.

دوست هنرمند و گرانمایه‌ام امیرحسین طاهری نمایشنامه‌یی دارد به نام «مشروطه‌ی صغیر» که عنوان این یادداشت را از آن وام گرفته‌ام. مشروطه‌ی صغیر طعنه و تعریضی است بر استبداد صغیر و از واقعیتی پرده برمی‌دارد که به طور طبیعی انقلابیون مشروطه‌خواه هیچ از آن خبر نداشتند. باید سال‌ها می‌گذشت تا نسل‌های بعد از راه برسند و با نگاهی به تاریخ و گذشتگان دریابند که آرزوی تاسیس عدالتخانه و داشتن مجلس شورا و در نهایت حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش، نه کاری است خُرد. صبر بسیار بباید و چند نسل بعد هم باید در تحقق آن بکوشند و شهید و زندانی بدهند تا به امروز برسیم.

امروز در صد و دوازدهمین سالگرد امضای فرمان مشروطه ما ناگزیر از مرور تاریخ یکصد‌ساله‌ی خویش برای پرهیز از تکرار آنیم. چندین سال است که به سهم خویش و به قدر صدای نارسایی که دارم، تلاش کرده‌ام سالروز پیروزی انقلاب مشروطه را گوشزد کنم و احساس می‌کنم بزرگداشت این روز به عنوان جشن ملی ایرانیان می‌تواند در ترسیم آینده‌ی این سرزمین نقش مثبتی ایفا کند. جنبش مشروطه با خواست تاسیس عدالتخانه آغاز شد و می‌توانست روز قوه‌ی قضاییه باشد. جنبش مشروطه در تداوم خواسته‌های خویش مجلس شورا را تقاضا کرد و می‌توانست روز قوه مقننه باشد. اما هر کدام از قوا روز و هفته‌های دیگری از تاریخ این ملک را برای خویش برگزیده‌اند و این اتفاق می‌تواند خوش‌یمن باشد. در تاریخ ملت ایران روزی سزاوارتر از سیزدهم مرداد زیبنده‌ی نام «روز ملت» نیست. و این پیشنهادی است که چند سالی است تکرارش می‌کنم؛ لطفا «روز ملت» را به یاد آر!