جمعه, 26 مرداد 1397

هفته‌نامه شماره 523: 22 مرداد 1397

رفع حصر

- ن.ع: آخیش! چقدر خوبه آزادی! معنی آزادی رو وقتی می‌فهمی که مدتی ازش محروم باشی. این را از یک چهارراه هم می‌توان پرسید. چند سال گذشت؟ و چه زود! انگار همین دیشب بود و ما در خواب بودیم که آمدند و یک چهاراه را حبس کردند. صبح که بیدار شدیم با حجمی از آهن و فولاد روبرو شدیم و درختانی که قربانی شده بودند تا حجم‌های زمخت بیشتر در چشم‌مان فرو بروند و احساس خفگی‌ را بیشتر القا کنند. حکایت تکراری چاه و سنگ بود. یک قرارداد از روی ناآگاهی یکی از شلوغ‌ترین چهارراه‌‌های شهر را برای چند سال به انحصار تبلیغاتی شرکتی درآورد بی‌آنکه ذره‌یی خاصیت در آن وجود داشته باشد. سیرجان البته از این ندانم‌کاری‌ها ضربه‌های بسیاری خورده است و هنوز هم باور به کار کارشناسی در میان مدیران نهادینه نشده است. درختان و شهروندان قربانیان اصلی تصمیم‌های باری به هر جهتی هستند که فلانی از روی شکم‌سیری می‌گیرد.

حالا بعد از چند سال چهارراه اشکذری نفسش آزاد شده است و به قول همشهری نکته‌سنج‌مان؛ «خدا چهارراه اشکذری را آزاد کرد».

آزادی چهارراه اشکذری از حصر فولادین می‌تواند تمثیلی از آزادی یک شهر از غل و زنجیر سرمایه‌دارانی باشد که به لطف ثروت‌های یک‌شبه و بادآورده‌شان شهری را رو به اضمحلال و تباهی می‌برند.  ساختمان‌های چندطبقه می‌سازند و اضافه‌اش را جریمه می‌دهند، حق پارکینگ‌شان را می‌خرند و نفس خیابان‌های شهر را بند می‌آورند و خلاصه اینکه شهر شده جولانگاه آنها و آقازاده‌ها و دخترخانم‌های افاده‌فروش. برای آزادی شهر دعا کنیم و در آبادی‌اش بکوشیم.