چاپ

گفت‌وگوی پاسارگاد با قاضی نورالله عزیزمحمدی که 4000 حکم اعدام صادر کرده است:
به قصاص اعتقاد ندارم

 حسین اطمینان
مستند «قاضي و مرگ» ساخته حسن خادمي هفته گذشته در افتتاحيه سينما هنر و تجربه سيرجان روي صحنه رفت. اين مستند به برش‌هايي از زندگي و قضاوت مرد اول پرونده‌هاي قتل در ايران مي‌پردازد. «نورالله عزيزمحمدي» بيش از چهار هزار و پانصد پرونده قتل را در 45 سال قضاوتش بررسي کرده و چهار هزار حکم اعدام صادر کرده است. اما اين قاضي قاتل پدرش را بخشيد تا به قول خودش در عمل ثابت کند که قصاص نفس بازدارنده نيست.
اين مستند از يک منظر ديگر هم براي ما سيرجاني‌ها قابل توجه است. اين قاضي يک دهه از عمر قضاوتش را در سيرجان گذرانده و برخي از سيرجاني‌ها با او خاطرات خوبي دارند.
نورالله عزيز‌محمدي درسال 1327 در تهران متولد و در سال 1350 وارد دستگاه قضايي کشور شد. 18 سال در استان کرمان داديار، دادرس شهرستان قديم، رييس دادگاه بخش مستقل شهربابک، بافت، کرمان و همچنين رييس دادگاه بخش رفسنجان بود.
وي همچنين سه سال به عنوان دادستان سيرجان و در سال 61 به عنوان رييس دادگستري شهرستان سيرجان مشغول فعاليت شد و درسال 68 نيز رياست دادگستري شهرستان تاکستان را بر عهده گرفت.
پرونده‌هاي «فجيع‌ترين قتل خانوادگي در ورامين»، «ميدان کاج» و «پل مديريت»، «قتل‌هاي سريالي اميد برک» و همچنين پرونده «عامل جنايت خيابان مدني» در کارنامه قضاوت عزيزمحمدي ثبت شده است. اين قاضي که هم اکنون بازنشسته شده و در تهران دفتر وکالت دارد، به موسيقي و شنا و کوهنوردي علاقه دارد. وی قرار است چند روز آينده به سيرجان بيايد و با حضور خودش مستند قاضي و مرگ بار ديگر اکران شود. گفت‌وگوي تلفني پاسارگاد با اين قاضي که نامش با مرگ پيوند خورده را در ادامه مي‌خوانيد.
 شما قاتل پدرتان را بخشيديد در حالي که خودتان قاضي جنايي بوديد و براي همين نوع پرونده‌ها حکم مي‌داديد.
من هميشه گفته بودم که اصولا به قصاص و اعدام اعتقادي ندارم. ولي وقتي محاکمه انجام مي‌دادم کسي که حقي دارد بايد حقش را داد، نمي‌شود که حقش را نداد. اين که قاتل پدرم را بخشيدم يک مسئله خصوصي است. زماني که قاتل را دستگير کردند و متوجه شديم که يک پسر شانزده ساله است فهميدم که او قرباني محيط و جامعه است، من اصلا شکايت نکردم.
 شما شکايت نکرديد؟
بله من شکايت نکردم ولي خواهر و برادرهايم شکايت کردند. آنها هم بعدا گذشت کردند. خيلي جوان بود و اعتياد شديدي داشت. من به همين دليل شکايت نکردم. مرگ پدرم برايم خيلي غم‌انگيز بود و خانواده ما را تحت تاثير قرار داد اما من معتقد بودم بايد به اين قاتل جوان فرصت دوباره‌اي براي زندگي داد. اتفاقا اين کار من خيلي موثر بود و زماني که در پرونده‌ها از خانواده مقتول مي‌خواستم که گذشت کنند آنها مي‌پرسيدند اگر جاي ما بودي چه مي‌کردي؟ من هم مي‌گفتم جاي شما بودم و قصاص نکردم. همين باعث مي‌شد که آنها هم از اين کار من درس بگيرند و گذشت کنند. ولي بعضي مواقع تاثيرگذار نيست.
 در فيلم عنوان شد که شما اعتقادي به قصاص نفس نداريد و معتقد هستيد نمي‌تواند بازدارنده باشد، اين موضوع تناقضي با حکم‌هاي اعدامي که مي‌داديد نداشت؟
نه. يک بار مسئله مربوط به حق ديگران است که نمي‌شود اين حق را به او نداد. ولي يک زمان حق خودش است که مي‌تواند گذشت کند و بگويد قصاص بازدارنده نيست. وقتي محاکمه انجام مي‌دهي و فرد حق قصاص دارد نمي‌تواني اين حق را به او ندهي.
 شما 11 سال سيرجان بوديد و در سيرجان قضاوت مي‌کرديد. آن طور که از دوستان‌تان شنيده‌ام اهل شعر و موسيقي هستيد و ورزش مي‌کنيد. اين موضوع با روحيه قضاوت تناقضي ندارد؟
براي چه داشته باشد؟
 الان بيشتر قاضي‌هايي که مي‌بينيم اين‌گونه نيستند. هيچ کنسرتي نمي‌آيند، در هيچ تئاتري ديده نمي‌شوند، در هيچ ورزش اجتماعي مثل کوهنوردي و... شرکت نمي‌کنند.
نه هيچ اشکالي ندارد. اگر آدم ضعف نداشته باشد که مشکلي نيست. قاضي بايد مواظب باشد که از تهمت‌ها اجتناب کند. ولي اگر ورزش کند، شنا برود و يا درکنسرت موسيقي شرکت کند چه اشکالي دارد. من هيچ وقت خودم را گرفتاراين مسایل نمي‌کردم. من 25 سال ريشم را مي‌تراشيدم. آنها کار من را مي‌خواستند، ظاهر مرا که نمي‌خواستند. ولي بعضي‌ها هم هستند به خاطر يک‌سري مسايل، خودشان تشخيص مي‌دهند مقداري خشک باشند و خودشان را آزاد نشان ندهند. هر کسي يک جوري فکر مي‌کند من هم فکرم اينگونه بود و هيچ زماني هم هيچ مشکلي نداشتم.
 آيا اين مسایل نمي‌تواند در حکم دادنشان تاثير بگذارد؟
چرا، خيلي موثر است. مثلا ورزش تنها وسيله‌اي است که انسان مي‌تواند هميشه با آن شاد باشد. من در سيرجان ریيس هيئت شنا و کوهنوردي بودم. گروه داشتيم و خيلي‌ها را کوهنوردي مي‌بردم. اين موضوع خيلي موثر بود، در روحيه من واقعا تاثير داشت. به خاطر همين هم در بررسي پرونده‌ها هيچ وقت خسته نشدم. 45 سال خدمت کردم و اگر اين کارها نبود شايد زودتر خسته مي‌شدم. الان هم دفتر وکالت دارم. ولي افراد فرق مي‌کنند. من يک جور فکر مي‌کنم و ديگران هم جور ديگري فکر مي‌کنند. هر کسي فکر مي‌کند چه جوري زندگي کند که به نفعش باشد و همان طور زندگي مي‌کند. من تشخيص مي‌دادم که اين گونه زندگي کنم. ولي نمي‌شود گفت که افراد هم تبعيت کنند. هر کسي يک فرم دارد.
 اکثرا قضات رسيدگي به قتل تهديد مي‌شوند، اين موضوع براي‌تان اتفاق نيفتاده؟
من بيش از چهار هزار پرونده قتل رسيدگي کرده‌ام اما هنوز يک بار هم از سوي کسي تهديد نشدم. چون هيچگاه از مسير حق و عدالت خارج نشده‌ام و تمام احکامي که صادر کرده‌ام جز واقعيت نبوده است. مردم مي‌فهمند که قاضي چه کار مي‌کند. من خيلي آزادانه زندگي مي‌کنم.
 شما در فيلم می‌گویید قصاص نفس بازدارنده نيست، براي اين موضوع مثالي هم زديد که براي مواد مخدر اعدام کرديم و اگر کارساز بود بايد الان مواد مخدر نمي‌داشتيم، پس چه بايد کرد؟
بله، اعتقاد دارم با تشديد مجازات نمي‌شود جرايم را کم کرد. بايد زمينه‌هاي ارتکاب جرم را از بين برد. اگر اين زمينه‌ها وجود داشته باشد، هر چه مجازات را بيشتر کنيم فايده‌اي ندارد. مثلا هر چه مجازات‌هاي تخلفات رانندگي را بيشتر مي‌کنند تخلفات کم نمي‌شود. بايد فرهنگسازي انجام شود. بايد راکب موتورسيکلت خودش متوجه اهميت کلاه ايمني بشود و کلاه سرش بگذارد. اگر اين را فهميدند تخلف کم مي‌شود. اگر مردم اين را نفهمند با تشديد جريمه نمي‌توان تخلف را کم کرد. بايد زمينه جرم از بين برود.
 شما چهار هزار حکم اعدام داديد درست است؟
بله من حدود 4500 محاکمه انجام دادم نزديک به چهار هزار حکم قصاص و اعدام دادم.
 نسبت به آنها ناراحت نيستيد و عذاب وجدان نداريد؟
نه براي چه ناراحت باشم. من کار خدايي و درست انجام داده‌ام. اگر کار خوب کرده باشم پرونده را خوب خوانده باشم، تمام موارد پرونده را فهميده باشم و حکم درست داده باشم براي چه ناراحت باشم و عذاب وجدان بگيرم؟
 همه پرونده‌هايي که حکم داديد اعدام شدند؟
نه حدود يک سوم آنها اعدام شدند. هميشه هم سعي مي‌کردم که رضايت بگيرم. تا جايي که امکان داشت تلاش مي‌کردم قصاص منتفي بشود. سعي من هميشه اين بود. براي همين هم هيچ مشکلي ندارم. در طول 45 سال کار قضايي حتي يک نفر هم از من ناراضي نيست.
 هر پرونده چقدر زمان مي‌برد؟
بستگي به پرونده داشت. هر پرونده‌اي نسبت به وضعيتي که دارد زمانش فرق مي‌کند. يک پرونده دو ساعت زمان نياز دارد و يک پرونده 12 ساعت، گاهي اوقات هم پرونده‌اي چند جلسه طول مي‌کشد.
 آيا 45 سال قضاوت سخت نبود؟
نه. در همه زمان‌ها از کتاب قانون استفاده مي‌کردم. اعتقاد دارم هميشه بايد قانون را خواند و اطلاعات جديد و نکته‌هاي خاصي را در مورد قانون به دست آورد. چون هر روز قوانين جديد و به روز مي‌شود. هر زماني قوانين تغيير مي‌کند بايد به روز باشيم. بنابراين ملزم هستيم که مطالعه کنيم و قوانين جديد در اختيار داشته باشيم تا بتوانيم عمل کنيم.
 در فيلم نشان داده شد که شما در برخي پرونده‌ها با خانواده‌تان صحبت مي‌کرديد.
بله درست است. در بعضي موارد به خصوص مواردي که در مورد بانوان بود با همسرم مشورت مي‌کردم.
 فيلم‌هاي جنایي مي‌بينيد؟
بله، به اين فيلم‌ها علاقه دارم.
 چه خاطره‌اي از سيرجان داريد که هميشه در ذهن‌تان مانده است؟
خاطره زياد است. قرار است به زودي به سيرجان بيايم و بخشي از اين خاطرات را آنجا مي‌گويم. اما تلخ‌ترين خاطره مربوط به دختري بود که خانواده‌اش در صحن دادگستري او را سوزاندند. کولي بودند. اوايل سال 63 بود و من ریيس دادگستري بودم، يک تعداد از قضات را به خاطر اين پرونده از سيرجان منتقل کردند.