چاپ

سیرجان و توسعه‌ی کاریکاتوری
 ابوذر خواجویی‌نسب
دل‌خوش به کدام توسعه؟
برگزاری نمایشگاه سیمکس ویژه‌ی صنایع معدنی در سیرجان، هم نمایشِ توسعه‌یافتگیِ سیرجان بود و هم نشانی از عقب‌ماندگی! دلیلی دیگر بر این واقعیت که روندِ توسعه در این شهرستان «ناهمگون» است. وقتی در شهری که نه مرکز استان است و نه یک کلان‌شهر، نمایشگاهی در این سطح برگزار می‌شود که مجالی ‌است برای خودنمایی شرکت‌های معدنیِ سیرجان در کنار شرکت‌های بزرگ کشوری، یعنی سیرجان در بحثِ توسعه‌ی صنعتی، حداقل بسیاری از مراکز استان‌ها را پشت‌سر گذاشته است. اما همین شهر شاخص در عرصه‌ی صنعت و معدن، هنوز از داشتن یک سایت نمایشگاهی، هتلِ 5 ستاره و مراکز اقامتی مدرن محروم است. برگزاری نمایشگاهی در این سطح، ولی زیر چادر و در میانِ خاک‌های محوطه‌ی دانشگاه آزاد، نمایشی هم‌زمان از دو چهره‌ی شهر ما بود و عجیب این‌که آنچه بیشتر به ‌چشم آمد صورتِ عقب‌مانده‌ و توسعه‌نیافته‌ی سیرجان بود.
تلاش برای نجات منبرسنگی
در کنار خرابه‌های قلعه‌ی سنگ، منبری سنگی وجود دارد که اثری به‌جای مانده و مهم از سیرجانِ قدیم است. همان شهری که تا قبل از غروب کردن آفتابِ اقبالش و به‌ اعتبارِ سخن «مقدسی» از جغرافی‌دانان بزرگ جهان اسلام، از شیراز هم، آبادتر و زیباتر بوده. این منبر با همه‌ی اهمیتی که برای سیرجان دارد، سال‌هاست به‌حال خود رها شده است. در سایه‌ی این بی‌توجهی هم از سودجویان و جویندگانِ گنج زخم‌خورده، و هم از انسان‌هایی که در اوج نادانی، با روشن کردن آتش در پایِ منبر، باعث شدند تا با نفوذ آبِ باران و سرمای زمستان در این اثر تاریخی، بسترِ سنگیِ منبر تَرَک بردارد! حالا قرار است برای آن‌که راهکاری برای نجات این منبر پیدا شود، جلسه‌ای در روز سه‌شنبه، به همت انجمن ادیف و با حضور مدیرکل میراث استان و مسئولان شهرستان برگزار شود. افسوس که دیر به ‌فکر افتاده‌ایم و بخشی از این منبر را از دست‌ داده‌ایم. اما دل‌خوشیم به همان سخنِ پیرانِ قدیم که جلوی ضرر را از هر جا بگیریم، منفعت است. دریغا که حتی به سخنِ استاد ایرج افشار، ایران‌شناس بزرگ هم بی‌اعتنا بودیم. او که سال‌ها پیش درباره تخریب این اثر زیبا هشدار داده و نوشته بود: «آیا نباید میراث فرهنگی، چنین گوهری را به موزه یا وسط یکی از میدان‌های سیرجان منتقل کند. هرچه از این سنگ کاسته و خراب شود گناه اخرویش متوجه رؤسای میراث فرهنگی سیرجان است».
به افتخار هفتادوپنج‌سالگیِ مرتضی فرهادی
امروز و با طلوع آفتاب، استاد مرتضی فرهادی، هفتاد‌وپنج‌ساله شد. مردم‌شناس و جامعه‌شناسی برجسته که چندین سال از عمر خود را صرفِ مطالعه در فرهنگ و ادبیات عامیانه‌ی مردم سیرجان، به‌ویژه روستانشینان و عشایر این منطقه کرده است. کتاب «‌موزه‌های ‌بازیافته» اثر دکتر مرتضی فرهادی، پژوهشي است در فرهنگ آب‌و‌هوايي و دامداريِ عشاير و روستاييانِ سيرجان و چند شهر مجاور ما، كه در دو دفتر سامان يافته و برای همیشه به عنوان یک اثرِ ارزشمند برای مردم و پژوهشگرانِ سیرجانی به یادگار مانده است. محمد درویش، کنش‌گرِ سرشناس محیط‌زیست درباره‌ی وی می‌گوید: مرتضی فرهادی از جمله اندک انسان‌های والاگوهری است که پیشوندِ استادتمام چیزی به ارزش‌ها، وقار، اعتبار، منزلت و احترامش در نزد فرهیختگانِ ایرانی نمی‌افزاید. او بزرگِ بزرگ‌ها و چکادِ مردم‌شناسانِ ایرانی است؛ مردی که هر مقاله و کتابش حادثه‌ای ممتاز در حوزه توامانِ جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، تاریخ، هنر، میراث طبیعی، ادبیات و محیط‌زیست است. دلیل نوشتنم از او فقط یک چیز است: اینکه جوانان ایرانی، با افتخار خود را هم‌وطن مرتضی فرهادی بدانند و بنازند به اینکه می‌توانند با زبان مادری، آثار پرشمار و یگانه‌اش را بخوانند.