ریال، گرانی، فیلترینگ

 امید محمودزاده‌‌ابراهیمی
کسی حواسش هست؟
ریال اگر بی‌ارزش‌ترین ارز دنیا در حال حاضر نباشد حداقل یکی از آنهاست. سیاست‌های اقتصادی دولت‌های مختلف هیچ‌کدام تاکنون نتوانسته روندی را تغییر دهد. گرچه در دولت اول و دوم اصلاحات یکی از اهداف جدی، تک‌نرخی‌کردن تورم بود که پس از آن به تدریج با افزایش تولید و سرمایه‌گذاری رشد اقتصادی بدون نفت جان بگیرد اما عمر این سیاست‌ها کفاف نداد و دوباره ریل اقتصاد به جای همیشگی خود برگشت. دیگر در ذهن تمامی نسل‌های ایرانی حک شده که پس از عید و یا با یک تحریم جدید در آنسوی دنیا همه چیز اینجا رنگ گرانی بر خود می‌گیرد. شاید این کابوس همیشگی ما ایرانی‌ها بماند که هیچ‌گاه طعم ثبات اقتصادی و افزایش سرانه ثروت را نچشیم. در هفته‌هایی که می‌گذرانیم ارزش ریال به صورت اسمی ثابت است اما اجناس به طرز عجیب و غریبی در حال گرانی هستند. خودرو سر به فلک کشیده و بیماری مزمن اقتصادی ایران باز هم به راه خود ادامه می‌دهد. راه‌حل‌ها دیگر فقط اقتصادی نیستند. تولید ملی علی‌رغم همه تاکیدها و شعارها درجا می‌زند. آشفته‌بازار اقتصادی ایران آن‌قدر پیچیده شده که کمتر کسی است که بداند دقیقاً الان چه کاری باید برای نجات انجام داد. خطر سقوط ریال کمتر از موشک‌هایی که قلب تهران را هدف گرفته‌اند؛ نیست.
وقتی همه خواب بودیم
«امروز نخری فردا باید گرون‌تر بخری». این تز اقتصادی شاکله کل اقتصاد ایران حداقل در 15 سال اخیر است. دروغ هم نیست. واقعیت دارد. دوستم اسفندماه 10 میلیون تومان پول برای خرید لپ تاپی که قبلا 4میلیون و پانصد هزارتومان بود! کنار گذاشته بود. کرونا و دست‌دست کردن‌اش باعث شد هفته آخر فروردین اقدام به خرید انجام دهد و البته؛ باز هم نتوانست بخرد چون همان لپ‌تاپ به 16میلیون تومان رسیده بود! احتمالاً این مسئله را به نهادهای ذی‌ربط و بی‌ربط که بگویید از برخورد با عوامل گرانی خبر می‌دهند اما کسی هست بپرسد چرا این بیماری گرانی در تحریم و رکود تمام نمی‌شود؟ چرا پراید روی همان قیمت اصلی‌اش نمی‌ماند؟ چه اتفاقی می‌افتد که یک نمایشگر با ارز آزاد قیمت جهانی‌اش 5میلیون و 900هزارتومان است اما در ایران به قیمت 13میلیون تومان فروخته می‌شود؟ مشخص است که تحریم‌ها سود کلانی برای عده‌ای دارد چون وقتی اقتصاد بدون تحریم باشد و بازار رقابتی جان بگیرد؛ آنها بلد نیستند بازاریابی کنند. آنها فقط بلدند بگویند: «نیست.دیگه گیر نمیاد. نمیخوای؟ مشتریش هست میدمش به یکی دیگه»
یک علیه سی میلیون
یازدهم اردیبهشت سال 1397 درست یکسال پس از انتخابات ریاست جمهوری یکی از پرمخاطب‌ترین شبکه‌های اجتماعی با حکم یک بازپرس فیلتر شد. در آن زمان بیش از 40میلیون نفر از تلگرام استفاده می‌کردند. تلگرام با یک ایده هوشمندانه دسترسی داخلی با سرورهای مختلف برای کاربران خود ایجاد کرد و توانست بیش از دو سوم مخاطبان خود را نگه دارد. البته امکانات کم‌نظیر این پیام‌رسان یکی از دلایل اقبال گسترده به آن است. شورای عالی فضای مجازی به ریاست حسن روحانی فیلترینگ تلگرام را قبول نمی‌کرد اما دقیقاً هم مشخص نشد چطور یک بازپرس که هم‌اکنون بخاطر حجم فساد بالا در زندان است؛ توانست علیه 40 میلیون نفر حکم صادر کند. مگر قرار نیست این شورا تصمیمات کلان ملی را اتخاذ کند پس یک بازپرس چطور توانست این نهاد متمرکز را کنار بزند؟ بارها به بحث شفافیت آرا در نهادهای حاکمیتی اشاره شده و خوب هم هست که نهادی مانند شورای عالی فضای مجازی آرای شفافی داشته باشد تا مردم هم مطلع باشند چه کسانی؛ چه زمانی؛ چه تصمیمی گرفتند. با شفافیت آرا دروغ‌های کمتری در آینده می‌شنویم.