یکشنبه, 02 آبان 1400

هفته‌نامه شماره ۶۷۴ | ۲۶ مهر ۱۴۰۰

داستان نفت و کامبیز

 احمدرضا تخشید
سر شب کامبیز برایم پیام گذاشت‌: چه می کنی با روزگار کرونایی؟ نمی‌دانم چه شده بود بعد از یکی دوماه بی‌خبری باز یاد من افتاده بود. در جوابش نوشتم: می‌گذرونیم. آنلاین بود، چون به ثانیه نکشید که جواب داد: برای شما وابستگان قدرت باید هم بگذره. شماها از چند جا حقوق می‌گیرید. همیشه جیب‌تون پره، الان هم کاروبار رو تعطیل کردین. نشستین پای تلویزیون، دارید تخمه می‌شکنید و فیلم نگاه می‌کنید. جواب دادم: کامبیز‌جان سرعت تایپت هم خوبه‌ها. ولی او همچنان داشت با سرعت حرف‌هایش را می‌نوشت و می‌فرستاد. من هم بی‌توجه به نوشته‌هایش نوشتم: من توی کدام جای قدرت هستم که خودم خبر ندارم؟ اگر به غیر از شغل همیشگی‌ام کار دیگری انجام می‌دهم، همین‌جا می‌نویسم و امضا می‌کنم تمام درآمدش باشد برای تو. انگار پیامم را خواند چون نوشت: شما اجنبی‌ها به صورت نامحسوس کارهاتون رو انجام می‌دهید. تا خواستم جوابی بدهم پیام بعدی‌اش از راه رسید، نوشته بود: بشکه داری؟ تعجب کردم و فکر کردم شاید می‌خواهد سربه‌سرم بگذارد. بنابراین جواب دادم: برای چه کاری می‌خواهی؟ نوشت: تو هم که مثل مسئولین مملکت سؤال رو با سؤال جواب می‌دهی. اگر داری بگو برای یک کار شخصی می‌خواهم. گفتم: از قبل یکی دوتا بشکه گوشه‌ی خونه افتاده ولی تا نگی برای چه کاری می‌خوای بهت نمی‌دهم. نوشت: عجب آدم پیله‌ای هستی. باباجون می‌خوام نفت بخرم. نوشتم: نکنه از ترس کرونا رفتی کوه و کمر که به نفت احتیاج پیدا کردی؟ جواب داد: تو این‌طور فکر کن. اصلا شما اجنبی‌پرست‌ها به خاطر اینکه دو سانتی‌متر جلوتر از پاتون رو نمی‌بینید وضع مملکت این‌طوره، مرد حسابی الان شرایطی پیش آمده که ما می‌تونیم آمریکا رو سرنگون کنیم و ترامپ رو به درک بفرستیم. نوشتم: به گمانم قرنطینه کرونایی روت اثر گذاشته که هور ماهور میگی، جواب داد: مثل اینکه اخبار رو دنبال نمی‌کنی. الان قیمت نفت آمریکا از منفی سی دلار هم ارزون‌تر شده، یعنی یک بشکه نفت می‌دن سی‌دلار هم می‌گذارند روش. حساب کن اگر سی هزار تا بشکه بخرم میشه سی هزار دلار. شما هم که فنر قیمت‌ها از دست‌تون در رفته، اگر دلارها رو هم ارزون بفروشم میشه چهارصد و پنجاه میلیون تومان. حالا اگر ده هزار نفر به این کار دست بزنند میلیاردها دلار از آمریکا خارج می‌شه و وارد کشور ما می‌شه، و در عرض یک ماه اقتصاد آمریکا نابود و اقتصاد ما بارور می‌شه. البته اگر شما دولتی‌ها به نفع خودتون مصادره‌اش نکنید. به نظرم جواب‌های زیادی می‌شد داد ولی به خودم گفتم در این شرایط سخت شاید بهتر باشه اذیتش نکنم. برایش نوشتم: آرزوی رسیدن به آرزوهایت، آرزوی من است. فقط سعی کن کمی هم از هوای آزاد استفاده کنی.
چون آخر شب بود، اینترنت را خاموش کردم...